در آیات قبل از این آیه و قسمت اول این آیه[1] سخن در مورد کسانی است که ازدواج با آنها حرام است. سپس کنیز را استثناء کرده و در ادامه عباراتی است که ازدواج موقت از آن فهمیده می شود.

می فرماید « و احل لکم ما وراء ذلک ...» غیر از مواردی که حرمت آن گذشت ، بر شما حلال شده است ....

پس کلا در این آیات سخن در مورد حلال و حرام بودن ازدواج است که با چه کسانی حلال است و با چه کسانی حرام ، و با چه شرایطی .... حرام ها که گذشت اما در ادامه نوع حلال را بیان می کند. حال نوع حلال یا باید ازدواج دائم باشد یا موقت یا کنیز. دائم را در ابتدای همین سوره بدان پرداخت و همچنین در جاهای دیگر مانند آیه بعد با واژه نکاح بدان می پردازد، کنیز را هم در ابتدای همین آیه و همچنین در برخی جاهای  دیگر با عباراتی نظیر (ما ملکت ایمانکم) بیان می کند مانند آیه بعد،  آیه 3 همین سوره، مومنون 6 معارج 30.

 پس نشان می دهد این استفاده و حلیت، نوع دیگری از ازدوج است.

اکنون به ارائه شواهد دیگری می پردازیم:

کلمه اجر: در آیه 4 سوره نساء وقتی از مهریه زن سخن به میان می آورد آن را با عبارت (صدقاتهن) بیان می کند . اما در اینجا کلمه اجر را به کار می برد که نشان می دهد نوعی دیگر از پرداخت مال است.

1-  کلمه (فماستمتعتم به منهن) به معنای عقد است چون در ادامه اش به صورت جزاء شرط می گوید (فآتوهن اجورهن) که نشان می دهد این اجر مترتب بر (فماستمتعتم) است و پس از خواندن صیغه است که پرداخت مال به صورت مهریه یا اجر به عهده مرد می آید. این در حالی است که در آیات اول سوره نساء و آیه بعد از همین آیه هنگامی که از عقد دائم یا ازدواج دائم سخن به میان می آورد از واژه نکاح استفاده می کند. پس این تفاوت تعبیر نیز دلالت بر تفاوت بین این دو دارد. نکته اینکه نمی توان گفت پرداخت مهریه یا اجر در گرو استفاده و التذاذ خارجی است چون اگر قبل از عقد التذاذی صورت گیرد حرام است و اگر بعد از عقد (به عنوان مثال در ازدواج دائم) التذاذی هم صورت نگیرد باز پرداخت مال بر مرد واجب می شود گر چه نصف مقدار تعیین شده. بنابر این وجوب پرداخت مال دائر مدار التذاذ نیست پس این (فماستعتم) صیغه عقد را می رساند که با اجرای آن پرداخت مال نیز لازم می شود.

2-  روایات زیادی حتی از خود اهل سنت وارد شده است که واژه (استمتاع) در زمان رسول خدا بر عقد موقت اطلاق می شده است به عنوان مثال : مسلم در صیحیح خود از جابر بن عبد الله انصاری نقل می کند که : « کنا نستمتع ....» « در عصر رسول خدا و ابوبکر با یک مشت خرما یا آرد ، زنی را به عقد موقت خود در می آوردیم تا آن زمانی که عمر از این کار جلوگیری کرد».

3-  حمل این قسمت از آیه بر ازدواج دائم مایه تکرار است چون در ابتدای این سوره هم در مورد ازدواج دائم صحبت کرد و هم وجوب مهریه را معین فرمود و پیرامونش صحبت کرد.

4-  عبارت «الی اجل مسمی»، « تا زمانی معین». که نشان می دهد این عقد و ازدواج آخرش مشخص است و غیر از ازدواج دائمی است که آخرش مشخص نیست.

5-  همچنین به عنوان یک نکته اضافی در فرازهای آیه هست که این ازدواج برای حفظ عفت است و غیر از عمل نامشروع است که فرد مرتکب می شود «أن تبتغوا باموالکم محصنین غیر مسافحین» «برای شما حلال است که با اموال خود آنان را انتخاب کنید، در حالی که هدف پاکدامنی باشد نه زنا».

از مجموع قرائن فوق مشخص می شود این عبارات نوعی دیگر از ازدواج را مطرح می کند که غیر از ازدواج دائم یا کنیز است.


[1] - در آیه بعد نیز باز سخن در مورد ازدواج است.

نوشته شده توسط سعید در ۱۳٩٠/۱۱/۳ ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران ()

زندگی و حکومت جهانی آن حضرت

حضرت ولى عصر (عج) روز پانزدهم ماه شعبان سال 255 هجرى قمرى به دنیا آمد،(1). پدرش ابا محمد حضرت امام حسن عسکرى (ع) است که در سال 260 هجرى قمرى به شهادت رسید،(2). مادر حضرت ولى عصر (ع) بانوئى است بنام ریحانه که به او «نرگس»، «سوسن» و «صیقل» گفته مى‏شود،(3). حضرت ولى عصر (ع)، تا سال 260 هجرى قمرى تحت تربیت و سرپرستى پدر بزرگوارش مى‏زیست و در همان زمان از مردم پنهان نگه‏داشته مى‏شد و جز خواصّى از شیعیان امام حسن عسکرى (ع)، کسى با آن حضرت ملاقات نداشت. حتى امثال ابو هاشم جعفرى که از خواصّ امام حسن عسکرى است از وجود آن حضرت بى خبر بودند. ابو هاشم مى‏گوید: به ابا محمد حضرت امام حسن عسکرى (ع) گفتم: جلالت تو مانع پرسش من است. آیا مى‏توانم سؤالى بکنم؟ امام فرمود: بپرس. گفتم: سرورم آیا شمافرزندى دارید؟ فرمود: دارم. گفتم: اگر حادثه‏اى پیش آمد، او را در کجا ببینم؟ فرمود: در مدینه،(4).

یکى از کسانى که حضرت ولى عصر را دیده است، ابو عمرو عثمان بن سعید است. عبدالله بن جعفر حمیرى مى‏گوید: من و ابو عمرو نزد احمدبن اسحاق رفتیم. وقتى همه اجتماع کردیم، احمد بن اسحاق به من اشاره کرد که درباره جانشین حضرت ابا محمد امام حسن عسکرى (ع) از ابو عمرو بپرسم. به ابو عمرو گفتم: اى ابا عمرو مى‏خواهم از چیزى سؤال بکنم که در آن شکى ندارم چون اعتقاد من و دین من این است که کره زمین از حجت خدا خالى نمى‏ماند ولى مى‏خواهم اطمینان خاطر پیدا کنم و یقینم بیشتر گردد همانطورى که حضرت ابراهیم از خداوند خواست که به او کیفیت زنده کردن مرده‏ها را نشان بدهد و خداوند به او گفت: مگر ایمان نیاوردى و او جواب داد: چرا، مى‏خواهم قلبم مطمئن شود و احمد بن اسحاق به من گفته است که روزى از حضرت اباالحسن امام هادى (ع) پرسیدم: با چه کسى رفت و آمد کنم و دینم را از او بگیرم و حضرت امام هادى (ع) گفته است ابو عمرو مورد اعتماد من است و هر چه او گفته من گفته‏ام و همچنین احمد بن اسحاق گفت: از حضرت امام حسن عسکرى پرسیدم: از چه کسى احکام دین خود را بگیرم و آن حضرت فرمود: ابو عمرو و پسرش مورد اعتماد من است. آنان از من هر چه براى شماگفتند، درست گفته‏اند. تو پیرو آنان باش و هر چه مى‏گویند اطاعت کن که هر دو مورد اعتماد من هستند. این، گفتار دو امام درباره توست. وقتى ابوعمرو حرفهاى مرا شنید به سجده افتاد و گریست. پس از آن گفت: سؤالت را بگو. گفتم: آیا شما جانشین حضرت امام حسن عسکرى (ع) را دیده‏اى؟ فرمود: به خدا قسم دیده‏ام گفتم: یک سؤال دیگر مانده است. گفت: بگو. گفتم: نامش چیست؟ گفت: سؤال از نام او بر شما تحریم شده است و این دستور خود حضرت است نه دستور من زیرا خلیفه چنین مى‏پندارد که حضرت امام حسن عسکرى وفات یافته و فرزندى ازخود به جاى نگذاشته است و میراثش تقسیم شده است. او مى‏پندارد خانواده امام حسن عسکرى (ع) در بدر شده‏اند و کسى را ندارند. اگر اسم حضرت به زبانها بیفتد، تعقیبش مى‏کنند. پس از خدا بترسید و از این موضوع دست بردارید،(5).

این ابو عمرو و پسرش هر دو از جانشین‏هاى مخصوص حضرت ولى عصر (ع) هستند.

حضرت ولى عصر (ع) پس از شهادت پدرش، دیگر جز نواب خاصه کسى با او ملاقات نمى‏کرد مگر در موارد استثنائى. و از آن زمان که حضرت امام حسن عسکرى (ع) به شهادت رسیدند، غیبت امام زمان (ع) شروع شد.

حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمود: براى قائم آل محمد (ص) دو غیبت در پیش است. یکى از آن دو کوتاه است و دیگرى طولانى است. در غیبت کوتاه مدت، فقط خواص شیعه از جاى آن حضرت آگاهند و در غیبت طولانى خواصّ موالى از جاى آن حضرت باخبر هستند،(6).

آن حضرت در غیبت صغرى چهار نفر جانشین داشتند که به «نواب اربعه» معروفند: عثمان بن سعید عمرى، محمد بن عثمان، حسین بن روح نوبختى و على بن محمد سمرى.

غیبت صغرى از سال 260 هجرى قمرى شروع و در سال 329 خاتمه یافت. و غیبت کبرى از 329 شروع و تا وقتى که خداوند بخواهد ادامه خواهد یافت،(7) در غیبت کبرى، حضرت ولى عصر نایب خاصّ ندارد و هر کس ادعاى نیابت خاص کند، در ادعاى خود کاذب است.

در روایات زیادى آمده است که حضرت ولى عصر (ع) پس از پایان غیبت کبرى ظهور و جهان را پر از عدل خواهد کرد. براى ملاحظه روایات مربوط به این موضوع به کتاب «منتخب الاثر» نوشته آیةالله صافى مراجعه کنید. در ص 247 باب 25 کتاب یاد شده از مآخذ گوناگون روایات راآورده است.

هم پیامبر اسلام (ص)، هم فاطمه زهرا (س) و هم امامان معصوم (ع) به وجود حضرت مهدى بشارت داده‏اند. به علاوه شیعه و اهل سنّت هم به وجود حضرت مهدى (ع) معتقد هستند. برخى از روایات اهل سنت به این صورت است:

پیامبر اکرم (ص) فرمود: لا تذهب الدنیا حتى یملک العرب رجل من اهل بیتى یواطى‏ء اسمه اسمى جهان به پایان نمى‏رسد تا مردیاز اهلبیتم که همنام من است بر عرب حکومت کند»،(8).

پیامبر اکرم فرمود: المهدى منّا اهل البیت یصلحه الله فى لیله مهدى از خاندان ما است و خداوند کار او را یک شبه روبراه مى‏کند»،(9).

رسول خدا فرمود: افضل العباده انتظار الفرج،(14).

وظیفه منتظر امام زمان (ع) این است که مانند یک منتظر واقعى زندگى کند. وقتى انسان حقیقتا منتظر کسى باشد تمام رفتار و سکناتش نشان از منتظر بودن او دارد. به عنوان مثال اگر منتظر میهمان باشد حتما خانه را تمیز و مرتب مى‏کند، وسایل پذیرایى را آماده مى‏کند و با لباس مرتب و چهره‏اى شاداب در انتظار مى‏ماند. چنین کسى مى‏تواند ادعا کند که منتظر میهمان بوده است. اما کسى که نه خانه را مرتب کرده است و نه وسایل پذیرایى را آماده نموده است و نه لباس مرتب و تمیزى پوشیده است و نه اصلًا به فکر میهمان است اگر ادعا کند که در انتظارمیهمان بوده همه او را ریشخند خواهند کرد و بر گزافه‏گویى او خواهند خندید.

         لاف عشق و گله از یار زهى لاف دروغ            عشق بازان چنین مستحق هجرانند

بنابراین انتظار قبل از آنکه از ادعاى انسان فهمیده شود از رفتار و کردار او فهمیده مى‏شود. نمى‏توان هر کسى را که ادعاى دوستى و ولایت امام زمان را دارد در شمار دوستان و منتظران او قلمداد نمود. آرى «مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطاربگوید».

با چنین توضیحى روشن است که یک منتظر واقعى امام زمان باید رفتارش به گونه‏اى باشد که هر لحظه منتظر ظهور امام زمان (ع) باشد. یعنى در هر لحظه که این خبر را به او بدهند خوشحال شود و آماده باشد براى یارى امام زمان با مال و جان خویش جهاد نماید و خود را درراه آن حضرت فدا نماید. بنابراین یک منتظر واقعى اهل گناه و دلبستگى به دنیا نیست چرا که چنین کسى نمى‏تواند از وابستگى‏ها و دلبستگى‏ها و آلودگى‏ها دست بردارد و آماده به خدمت در جهت اهداف مقدس امام زمان (ع) باشد.

ترسیم تفصیلى عصر ظهور امکان‏پذیر نیست اما به صورت فشرده به سیماى کلى آن اشاره مى‏کنیم:

روایات حاکى از این است که انقلاب و حرکت ظهور حضرت مهدى (عج) بعد از فراهم شدن مقدمات و آمادگى‏هاى منطقه‏اى و جهانى از مکه آغاز مى‏گردد. آنگاه در سطح جهان نبردى سخت میان غربى‏ها و ترکان و یا هواداران آنها به وجود مى‏آید تا جایى که منجر به جنگ جهانى مى‏گردد. اما در سطح منطقه دو حکومت هوادار حضرت مهدى (عج) در ایران و یمن تشکیل خواهد شد که یاران ایرانى آن حضرت مدتى قبل از ظهور، حکومت خویش را تأسیس نموده و درگیر جنگى طولانى مى‏شوند که سرانجام در آن پیروز مى‏گردند. اندک زمانى پیش از ظهور آن بزرگوار شعیب بن صالح در یمن قیام مى کند و سید خراسانى در ایران و هر دو زمینه سازى براى ظهور امام زمان مى کنند و در برخى روایات خروج شعیب بن صالح از سمرقند بیان شده است(18)

اما یاران یمنى وى، قیام و انقلاب آنان چند ماه پیش از ظهور حضرت بوده و ظاهرا ایشان در سامان بخشیدن به خلاء سیاسى که در حجاز به وجود مى‏آید همکارى مى‏نماید.

از جمله نشانه‏هاى ظهور حادثه‏اى است که میان دو حرم مکه و مدینه رخ مى‏دهد. در این هنگام نشانه‏هاى ظهور حضرت مهدى (عج) آشکار شده و شاید بزرگترین نشانه آن، نداى آسمانى است که به نام او در 23 ماه رمضان شنیده مى‏شود پس از این نداى آسمانى حضرت مهدى (عج) به طور سرى با برخى از یاران خود ارتباط برقرار مى‏نماید. درباره آن بزرگوار در سراسر گیتى سخن بسیار به میان آمده و نام وى زبانزد همگان گشته و محبتش در دل‏ها جاى مى‏گیرد.

دشمنان از حضور آن حضرت بیمناک شده و مى‏کوشند تا وى را یافته و از میان بردارند ازاین‏رو سپاهى وارد مدینه گشته و به هر مرد هاشمى که دست یابند او را دستگیر و یا مى کشند و یا به زندان مى‏اندازند آن حضرت با برخى از یاران خود در مکه تماس گرفته تا این که قیام خویش را در شب دهم محرم بعد از نماز مغرب و عشاء از حرم شریف مکى آغاز مى‏کند و پس از درگیرى بر مکه تسلط مى‏یابد. در صبح روز دهم محرم حضرت مهدى (عج) پیام خود را به زبان‏هاى مختلف به تمام جهان ابلاغ مى‏کند و ملل دنیا را به یارى خویش دعوت کرده، اعلام مى‏دارد که در مکه باقى خواهد ماند تا معجزه‏اى که جد گرامى‏اش حضرت رسول (ص) وعده فرموده محقق شود و آن فرو رفتن لشکریان سفیانى به زمین است که براى درهم شکستن حرکت آن حضرت راهى مکه مى‏شوند.

آن حضرت پس از این معجزه با سپاه خود که متشکل از ده و اندى هزار تن است از مکه رهسپار مدینه مى‏شود و پس از نبردى با نیروهاى دشمن مستقر در آنجا، مدینه را آزاد ساخته آنگاه با آزادسازى دو حرم مکه و مدینه فتح حجاز و تسلط بر منطقه خاتمه مى‏یابد. وى پس از پیروزى بر حجاز راهى جنوب ایران مى‏شود و در

آنجا با سپاه ایران و توده‏هاى مردم آن سامان به رهبرى خراسانى برمى‏خورد. آنان با او بیعت کرده و با همرزمى یکدیگر با قواى دشمن در بصره به پیکار مى‏پردازند که سرانجام به پیروزى بزرگ و آشکارى دست مى‏یابند. سپس امام (عج) وارد عراق گردیده واوضاع داخلى آنجا را پاکسازى مى‏کند و با درگیرى با بقایاى نیروهاى سفیانى و گروه‏هاى متعدد شورش آنها را شکست داده و به قتل مى‏رساند. آنگاه عراق را مرکز حکومت و کوفه را پایتخت خود قرار مى‏دهد و بدین‏سان یمن، حجاز، ایران، عراق و کشورهاى خلیج‏فارس یکپارچه تحت فرمانروایى آن حضرت درمى‏آید. بعد از آن جنگ‏هایى با ترکان و یهودیان صورت مى‏پذیرد که در هر دو پیروزى از آن حضرت (عج) است. غربیان مسیحى از این وقایع سخت نگران شده و با حضرت اعلان جنگ مى‏کنند ولى ناگاه حضرت عیسى مسیح (ع) از آسمان به قدس شریف فرود آمده و با سخنان خویش جهان و به ویژه مسیحیان را مورد خطاب قرار مى‏دهد. فرود آمدن حضرت عیسى (ع) براى جهان علامت و نشانه‏اى است که موجب شادى مسلمانان و ملت‏هاى مسیحى خواهد گردید.

به نظر مى‏رسد که حضرت مسیح (ع) میان حضرت مهدى (ع) و غربى‏ها وساطت نموده و قرارداد صلحى به مدت هفت سال میان دو طرف بسته مى‏شود. اما غربى‏ها بعد از دو سال پیمان صلح را مى‏شکنند، لذا رومیان در یک هجوم ناگهانى با نزدیک به یک میلیون سرباز به سرزمین شام و فلسطین یورش مى‏آورند. نیروهاى اسلام رویاروى آنها قرار گرفته و حضرت مسیح (ع) موضع خود را هماهنگ با حضرت مهدى (عج) اعلام داشته و پشت سر وى در قدس نماز مى‏گذارد. دراین جنگ مسلمانان پیروز مى‏شوند. سپس غرب توسط امام فتح مى‏گردد. پس ازفتح و اسلام آوردن بیشتر مردم آن سامان، حضرت مسیح (ع) رحلت نموده و حضرت مهدى (عج) و مسلمانان بر پیکر او نماز مى‏گذارند. سپس پیکر پاک او را با پارچه‏اى که دست‏بافت مادرش مریم صدیقه (ع) است کفن نموده و در جوار مزار شریف مادرش در قدس به خاک مى‏سپارد.

پس از این فتوحات حضرت مهدى (عج) براى تحقق بخشیدن به اهداف الهى در ابعاد گوناگون و در میان ملل جهان اقدام مى‏کند و براى تعالى بخشیدن و شکوفایى زندگى مادى و تحقق توانگرى و رفاه همگان قیام نموده و جهت گسترش فرهنگ و دانش و بالا بردن سطح آگاهى دینى و دنیایى مردم مى‏کوشد.

این دورنمایى کلى از حرکت و انقلاب جهانى حضرت مهدى (عج) بود،(19).

اما علائم و نشانه‏هاى ظهور که هر یک نویدى از نزدیک شدن ظهور آن حضرت (عج) است فراوان است که به ذکر مهم‏ترین آنها اکتفا مى‏کنیم:

1- خروج سفیانى: سفیانى مردى از نسل ابوسفیان است که پیش از ظهور حضرت خروج مى‏کند و پس از ظهور با امام مى‏جنگد.

امام صادق (ع) فرمود: «ما و خاندان ابوسفیان دو خاندانى هستیم که بر سر دین خدا با هم دشمنى داریم. ما سخن خداوند را تصدیق کردیم و آنان تکذیب کردند. ابوسفیان با پیامبر (ص) مبارزه کرد و معاویه با على (ع) و یزید با حسین بن على (ع) به مخالفت برخاستند و سفیانینیز با قائم (عج) خواهد جنگید،(20).

2- خسف در بیداء: خسف یعنى، فرو رفتن و بیداء سرزمین بین مکه و مدینه است و مراد از آن فرو رفتن لشکر سفیانى در زمین است.

على (ع) فرمود: در آستانه ظهور قائم ما، مهدى (عج) سفیانى خروج مى‏کند. سپاه وى به سوى مدینه حرکت مى‏کند و چون به سرزمین بیداء مى‏رسند خداوند آنها را در کام زمین فرو مى‏برد،(21).

3- خروج یمانى: سردارى است از یمن که قیام کرده و مردم را به حق و عدل دعوت مى‏کند.

امام صادق (ع) فرمود: قیام خراسانى و سفیانى و یمانى در یک سال و یک روز خواهد بود و در این میان هیچ پرچمى به اندازه پرچم یمانى دعوت به حق و هدایت نمى‏کند،(22).

ظاهرا خراسانى نیز دعوت به حق مى‏کند.

4- قتل نفس زکیه: نفس زکیه یعنى، انسان پاک.

امام باقر (ع) فرمود: «بین ظهور مهدى (عج) و کشته شدن نفس زکیه بیش از پانزده شبانه‏روز فاصله نیست»،(23).

5- صیحه آسمانى: ظاهرا صدایى است که در آستانه ظهور از آسمان شنیده مى‏شود.

امام باقر (ع) فرمود: «ندا کننده‏اى از آسمان نام قائم را ندا مى‏کند پس هر که در شرق و غرب است آن را مى‏شنود،(24).

درباره تعداد یاران خاص آن حضرت کلیاتى وارد شده است مانند این که: امام باقر (ع) فرمود: سوگند به خدا، سیصد و اندى نفر بدون وعده پیشین گرد مى‏آیند در میان آنان پنجاه زن است،(25).

درباره ویژگى‏هاى یاران حضرت نیز طبق برخى از روایات خداشناسى، عبادت و بندگى، شجاعت، فرمانبرى، ایثار، زهد و ساده‏زیستى و نظم و انضباط از صفات آنان شمرده شده است.

نشانه‏هاى دیگرى نیز وجود دارد که براى مطالعه در این زمینه به کتابهاى زیر مراجعه کنید:

1- ظهور نور، على سعادت‏پرور، نشر تشیع

2- علائم ظهور امام زمان (عج)، محمد حسین همدانى، انتشارات صحفى

3- نشانه‏هاى ظهور، سادات مدنى، نشر منیر

4- از ولادت تا ظهور، کاظم قزوینى، ترجمه: فریدونى، نشر آفاق

5- از ولادت تا ظهور، کربى، انتشارات الهادى

6- کتابنامه امام زمان محمدپور

7- یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان رجالى تهرانى

8- ترجمه منتخب الاثر آیت اللّه صافى

9- مهدى موعود ترجمه على دوانى

10- وابستگى جهان به امام زمان لطف اللّه صافى

11- امام زمان در گفتار دیگران على دوانى

12- علائم ظهور محمد على علمى

پى‏نوشت‏

 (1)) اصول کافى، چاپ آخوندى، عربى، ج اول، ص 514، باب مولد الصاحب) ع»

 (2)) همان، ص 305)

 (3)) جامع الرواه، ج 2، ص 464، فائده ثالثه به نقل از خلاصه علّامه (

 (4)) کافى، ج 1، ص 328، ح 2، باب الاشاره و النص الى صاحب الدار) ع»

 (5)) کافى، ج 1، ص 329 باب فى تسمیه من رآه) ع (، ح 1)

 (6)) کافى، ج 1، ص 340، ح 91)

 (7)) شیعه در اسلام، علامه طباطبایى، ص 148، چاپ اول (

 (8)) سنن ترمذى، ج 3، ص 343، چاپ مدنیه، مسند احمد، ج 1، ص 673)

 (9)) سنن ابن ماجه، ج 2، ص 829)

 (10)) همان، ص 8631)

 (11)) المستدرک على الصحیحین، ج 4، ص 855)

 (12)) همان (

 (13)) سنن ابى داود، ج 4، ص 701)

 (14)) فرائد السمطین، ج 2، ص 334، چاپ جدید (

 (15)) بحارالانوار، ج 32، ص 133)

 (16)) شورى، آیه 32).

 (17)) بحارالانوار، ج 52، ص 366، ح 641).

 (18)) بحارالانوار، ج 52، ص 312).

 (19)) براى آگاهى بیشتر ر. ک: عصر ظهور، على کورانى، ترجمه عباس جلالى، انتشارات سازمان تبلیغاتاسلامى (

 (20)) بحارالانوار، ج 52، ص 281)

 (21)) ینابیع الموده، قندوزى، چاپ بصیرتى، ص 724)

 (22)) کتاب‏الغیبه، نعمانى، ص 252)

 (23)) الارشاد، ج 2، ص 473)

 (24)) کتاب الغیبه، نعمانى، ص 252)

 (25)) بحارالانوار، ج 52، ص 322)

 ///////////////////////////

(2)

امنیت مقوله اى است که دو پایه دارد:

1. پایه خارجى که مقابله و برنامه ریزى در جهت مقابله با تهدیدهاى خارجى است.

2. پایه داخلى که مقابله با آسیب هاى اجتماعى داخلى است.

حکومت جهانى حضرت مهدى (عج) بساط حکومت ها و دولت هاى مختلف که یکى یا چند کشور قدرتمند باشند و بقیه کشورها ضعیف و زیر دست و به طور کامل برچیده مى شود. بنابراین هیچ گونه تهدیدى در روابط خارجى وجود ندارد و صلح جهانى مبتنى بر عدالت و معنویت در سراسر جهان برقرار مى شود. در این حکومت، حاکمان و دولتمردان سراسر جهان و ملیت ها، نمایندگان و کارگزاران حضرت هستند.

از سوى دیگر به دلیل برقرارى کامل عدالت در سراسر گیتى و از آنجا که حکومت جهانى براساس تدبیر و عقل و معنویت اداره مى شود. آسیب هاى اجتماعى نیز در داخل جامعه بشرى به صفر مى رسد زیرا علت اساسى آسیب هاى اجتماعى ظلم اجتماعى با احساس ظلم است که در این حکومت منتفى است. بنابراین به دلیل استقرار کامل معنویت و عدالت در سراسر جهان، بساط جنگ برچیده مى شود و امنیت (خارجى و داخلى) و صلح جهانى جهان را پر مى کند.

یکى از خواست هاى بنیادین بشر خسته ى امروز، یافتن دور نمایى از آینده اى روشن و پر امید است که از بدو پیدایش انسان و هبوط حضرت آدم تاکنون، بشارت فرا رسیدن آن داده شده است: آینده اى درخشان که شکوه و عظمت آن دل هاى مالامال از انتظار و شوق را مدهوش خود کرده و همین جذابیت، بستر طرح پرسش هاى گوناگونى درباره ى آن شده است. یکى از این پرسش ها درباره ى آثار و تحولات ظهور و موعود ادیان است. باید گفت در این دوره بشر شاهد تحولات شگرفى در زمینه هاى مختلف خواهد شد که همگى در راستاى تکامل جامعه ى بشرى قرار دارند لذا نخست لازم است تصویر روشنى از واژه ى تکامل داشته باشیم و سپس به جنبه هاى مختلف آن بپردازیم.

باید توجه داشت هر موجودى زمینه ها و استعدادهاى وصول به فعلیت هایى را دارد که متناسب با آن و سازگار با طبیعت و سرشت و استعدادهاى درونى اش هستند از این رو کمال هر چیز عبارت است از: «رسیدن شى‏ء به فعلیت و وضعیتى که با آن ملایم و سازگار باشد»(1)

بنابراین تکامل بشر و جامعه بشرى به معناى شکوفا شدن و به فعلیت رسیدن همه امکان ها و استعدادها و ظرفیتهاى آن است. از طرفى باید توجه داشت که بشر و جامعه بشرى داراى استعدادهاى متعدد و متنوعى است که تکامل حقیقى با شکوفایى و به فعلیت رسیدن همه آنها تحقق مى یابد. از آنجا که بشر موجودى دو بعدى است برخى از این استعدادها و در نتیجه برخى از این ابعاد تکامل ناظر به زندگى مادى وبرخى دیگر ناظر به بعد معنوى و اخلاقی بشر است.

از این رو تکامل حقیقى بشر که وعده ى تحقق آن در عصر ظهور آورده شده است همه ى جنبه هاى حیات بشرى را در بر مى گیرد و پاسخ گوى همه ى نیازها و خواسته هاى وى چه در دایره ى امور معنوى و چه در قلمرو امور مادى خواهد بود. در این مقاله مى کوشیم تا دورنمایى از مهم ترین ابعاد جامعه ى بشرى در آن عصر طلایی را به کمک احادیث و روایات به دست آوریم.

1. تکامل فکرى:

در زمان ظهور و بر پایى دولت کریمه امام زمان (عج) سطح اندیشه و فکر مردم به نحو چشم گیرى بالا مى رود. امام باقر (ع) در این باره مى فرماید: «اذا قام قائمنا وضع الله یده على رئوس العباد فجمع بها عقولهم و کملت به احلامهم وقتى که قائم ما قیام مى کند خدا دست لطفش را بر سر بندگان مى نهد و بدین وسیله عقل هاى پراکنده ى آنها را جمع مى کند و اندیشه ى آنان را به حد کمال مى رساند»(2)

2. رشد معنویت و اخلاق:

یکى دیگر از جنبه هاى تکامل بشرى در عصر موعود را مى توان در وادى معنویت و اخلاق جست و جو کرد. متأسفانه در دنیاى کنونى در کنار توسعه ى صنایع و علوم شاهد روند نزولى سیر بشریت در حوزه ى اخلاق بوده ایم اما در آن دوران طلایی رشد جنبه هاى مختلف حیات بشرى چه مادى و چه معنوى متوازن خواهد بود.

امام حسن (ع) مى فرماید: خداوند در آخر الزمان مهدى را بر مى انگیزد و کسى از منحرفان و فاسدان نیست مگر این که اصلاح گردد(3)

حضرت امیرالمؤمنین (ع) از رخت بر بستن بدى ها و ناراحتى ها و جایگزین شدن خیر و نیکى به جاى آن در این دوران خبر مى دهد»(4)

و در جاى دیگر مى فرماید: «و لذهب الشحنا من قلوب العباد کینه توزى از دلهاى بندگان خارج مى شود»(5)

همه ى این امور از استقرار و بسط اخلاق و معنویت حکایت دارد.

3. رشد علم و فرهنگ اسلامی:

از دیگر موارد پیشرفت و تکامل بشرى در این دوران، بالا رفتن آگاهى هاى دینى و مذهبى همگان است. امام باقر (ع) مى فرماید: «در روزگار مهدى به اندازه اى به شما حکمت و فهم داده خواهد شد که یک زن در خانه اش به طریق کتاب خدا و سنت پیامبر قضاوت مى کند»(6)

4. جهان شمولى اسلام (دین حق)

یکى دیگر از جنبه هاى تکامل بشرى در عصر موعود، رشد و توسعه و فراگیر شدن آیین حق (اسلام) خواهد بود. در این دوران، ادیان دروغین و ساخته ى اوهام بشرى و نیز ادیان تحریف شده رخت بربسته و پرتو دین حق سراسر پهناى این کره ى خاکى

را در خواهد نوردید.

امام باقر (ع) در تفسیر آیه ى سى و سوم سوره ى توبه مى فرماید: «در آن زمان کسى باقى نمى ماند، مگر آن که به رسالت محمد (ص) اعتراف و اقرار کند»(7)

5. شکوفایى اقتصاد و رفاه اجتماعى

در پرتو تحول فرهنگى و اخلاقی بشر و رشد تقوا و نیکى ها، نعمت هاى الهى از هر سو بر بندگان سرازیر مى شوند، زیرا این وعده ى تخلف ناپذیر پروردگار است: «لو ان اهل القرى امنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض اگر مردم شهرها و دیارها ایمان آورند و تقوا پیشه کنند، ما برکات زمین و آسمان را بر آنان مى گشاییم».

در پرتو این عنایت الهى است که از آرزوهاى دیرین بشرى، که همان برچیده شدن و ریشه کن شدن فقر است، تحقق مى یابد. پیامبر گرامى اسلام (ص) در این باره مى فرماید: «هنگامى که حضرت مهدى ظهور کند اموال و زکات ها را در کوچه ها مى برند، ولى کسى پیدا نمى شود که حاضر به دریافت آنها باشد»(8)

آرى در این عصر طلایی، فقر رخت بربسته و هیچ ویرانه و ویرانه نشینى باقى نمى ماند.

امام باقر (ع) در این باره مى فرماید: «حکومت او شرق و غرب جهان را فرا خواهد گرفت و گنجینه هاى زمین براى او ظاهر مى گردد و در سرتا سر جهان جاى ویرانى نخواهد ماند، مگر این که آن را آباد خواهد ساخت»(9)

6. تکامل علمى و تکنولوژى و پیشرفت برق آساى علوم و فنون:

در این عصر، پیشرفت تکنولوژى و علوم به گونه اى برق آسا و غیر قابل مقایسه با دنیاى کنونى خواهد بود، به گونه اى که همه ى دستاوردهاى خیره کننده ى جهان بشرى کنونى و آینده در برابر آن بسیار اندک و ناچیز است.

امام صادق (ع) در این باره مى فرماید: دانش بیست و حرف (شاخه و شعبه) است و مجموع آنچه پیامبران آورده اند دو حرف است و مردم تا آن روز بیش از آن دو حرف را نمى دانند و چون قائم قیام کند، بیست و پنج حرف بقیه را بیرون مى آورد و در میان مردم منتشر مى سازد و بدین سان مجموعه ى بیست و هفت جزء دانش را نشر مى دهد»(10)

ما با مراجعه به روایات مى توانیم به دورنمایى از برخى از پیشرفت هاى علمى و صنعتى دست یابیم که به آنها اشاره مى کنیم.

الف) پیشرفت صنایع و حل مسئله ى انرژى: امام صادق (ع) مى فرماید: «هنگامى که قائم ما قیام کند، زمین به نور پروردگارش روشن مى شود و بندگان خدا از نور آفتاب بى نیاز مى شوند»(11)

از این تعبیر چنین بر مى آید که مسئله نور و انرژى آن چنان حل مى شود که در روز و شب از پر قدرت ترین نورها، که مى تواند جانشین آفتاب گردد، بهره مى گیرند و این شاید در سایه ى استقرار یک سیستم تکامل یافته ى انرژى اتمى با تصفیه ى کامل از تشعشات زیانبار آن تحقق یابد، امرى که در حال حاضر بزرگ ترین مشکل استفاده از این انرژى است(12)

ب) پیشرفت پزشکى: در آن عصر هیچ بیمارى بدون درمان باقى نمى ماند.

امام باقر (ع) در این باره مى فرماید: «هر کس قائم اهل بیت مرا درک کند، اگر به بیمارى دچار باشد، شفا یابد و چنانچه دچار ناتوانى باشد، توانا و نیرومند مى شود»(13)

و در برخى روایات از ریشه کن شدن بسیارى از بیمارى ها خبر داده شده است که چه بسا تحقق آن در پرتو عنایات الهى قابل تفسیر باشد.

امام سجاد (ع) در این باره مى فرماید: «هنگامى که مهدى قیام کند، خداوند متعال هرگونه بیمارى را از جامعه شیعیان برطرف مى کند»(14)

ج) گسترش و پیشرفت وسایل مخابراتى و ارتباط جمعى: یکى دیگر از جنبه هاى پیشرفت بشرى در این عصر را مى توان در حوزه ى وسایل مخابراتى و ارتباط جمعى دانست که نمونه هاى فعلى آن در جامعه ى کنونى به صورت رادیو و تلویزیون و ماهواره ها و غیره است که گسترش و رشد مضاعفى پیدا خواهند کرد.

امام صادق (ع) مى فرماید: «در زمان قائم، شخص مؤمن در حالى که در مشرق به سر مى برد، برادر خود را که در مغرب است دیده و نیز آن که در مغرب است، برادر خویش را در مشرق خواهد دید»(15)

و نیز مى فرماید: «چون قائم ما قیام نماید خداوند

گوش و چشم شیعیان ما را چنان تقویت مى کند که بین آنها و امام (ع) پست و پیک وجود نداشته باشد به گونه اى که وقتى امام با آنها سخن

مى گوید آنان مى شنوند و او را مى بینند و امام در جایگاه خود قرار دارد»(16)

امام باقر (ع) نیز مى فرماید: «چون قائم قیام کند در هر منطقه اى از مناطق از مناطق زمین مردى را (به عنوان نماینده) مى فرستد و مى گوید: دستورالعمل تو در کف دست توست چنانچه امرى برایت پیش آمد که آن را نفهمیدى و حکمش را ندانستى به کف دست خود نگاه کن و بر طبق آنچه در آن است عمل نما»(17)

د) پیشرفت کشاورزى: یکى دیگر از جنبه هاى پیشرفت بشرى در این عصر رشد و توسعه کمى و کیفى دانش و محصولات کشاورزى است.

امام على (ع) در این باره مى فرماید:(18) «حضرت مهدى (عج) شرق و غرب زمین را تسخیر مى کند بدى ها و ناراحتى ها را بر طرف مى کند و خیر و نیکى جاى گزین آن مى شود به طورى که یک کشاورز از هر من) 3 کیلو) صد من محصول به دست مى آورد همان گونه که خدا فرمود: «در هر سنبلى صد دانه عمل مى آید و خداوند براى هر کس که اراده نماید زیادتر مى کند»(19)

البته این امر با دستاوردهاى کنونى بشر در زمینه ى ژنتیک و کاربرد آن قابل هضم است.

7. گسترش عدالت:

یکى از تلخ کامى هاى بشر در طى قرن ها فقدان عدالت فراگیر و حاکمیت ظلم و ستم و تبعیض بوده امرى که ناامیدى و سرخوردگى بشر تشنه عدالت را به دنبال داشته است اما این وعده ى پروردگار است که در این عصر براى نخستین بار در کل طول عمر زمین و زمینیان بساط ظلم و ستم و تبعیض برچیده مى شود و ذائقه ى بشر تشنه ى عدالت حلاوت شهد دل انگیز عدالت را خواهد چشید.

امام جواد (ع) مى فرماید: «یملأ الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد پس از آن که از ظلم و ستم لبریز شده باشد»(20)

در پرتو خورشید فروزان عدالت هر صاحب حقى به حقش خواهد رسید و دستگاه قضاوت حضرت (عچ) این امر را سامان خواهد داد. حضرت امام باقر (ع) در این باره مى فرماید: «پس از ظهور مهدى (عج) هیج حقى از کسى بر عهده دیگرى باقى نمى ماند مگر آن که حضرت آن را باز مى ستاند و به صاحبش مى دهد»(21)

8. امنیت عمومى

یکى از مهم ترین مؤلفه هاى به وجود آمدن جامعه اى پیش رفته و پویا استقرارامنیت همه جانبه و فراگیر و پایدار است امرى که به لحاظ اهمیت آن در روایات ما نعمتى الهى معرفى شده است و این خواسته ى بشرى به نحو فراگیر و همه جانبه تنها در عصر موعود متحقق خواهد شد.

امام باقر (ع) در این باره مى فرماید: «در این زمان پیر زن ناتوانى از مشرق زمین به مغرب مى رود در حالى که هیچ کس متعرض او نمى شود».

و در برخى از روایات دایره ى امنیت و حوزه ى آن حتى فراتر از انتظارات معمول بشرى تعریف شده است.

امام على (ع) مى فرماید: «هرگاه قائم ما قیام کند آسمان باران خود را مى بارد و درندگان با چارپایان از در آْشتى وارد مى شوند و با انسانها کارى ندارند تا جایى که زنى از عراق به شام مى رود بدون این که ذره اى او را نگران سازد یا از درنده اى بترسد»(22)

این ها نمونه هایى از جنبه هاى تکامل بشرى در عصر ظهور منجى عالم امکان است که دورنمایى از دورانى طلایی و لبریز از معنویت و رفاه است که پاسخ گوى همه ى خواسته ها و انتظارات بشر در طول اعصار متمادى و بسیار فراتر از آن مى باشد برهه اى از زمان که همه ى استعدادها ى بشر به فعلیت و شکوفایى خواهد رسید. به امید آن که دیدگان ما به قامت دل رباى موعود عصرها و نسل ها منور گردد.

پى‏نوشت‏

 (1)) احمد واعظى انسان از دیدگاه اسلامی، ص 149 انتشارات سمت، چاپ اول، 7731).

 (2)) کلینى الکافى، تهران، انتشارات دارالکتب الاسلامیه چاپ چهارم، ج 1 ص 52).

 (3)) نجم الدین طبسى، چشم اندازى از حکومت مهدى، چاپ سازمان تبلیغات اسلامی، ص 206، به نقل از متن الرحمان، ج 2، ص 42 و اثبات الهداه، ج 3، ص 425).

 (4)) همان، ص 230 به نقل از الشیعه و الرجعه، ج 1، ص 761).

 (5)) محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 613).

 (6)) همان، ج 53، ص 253).

 (7)) محمد بن مسعودعیاشی، تفسیر عیاشى، تهران، چاپخانه علمیه، ج 2، ص 78).

 (8)) نجم الدین طبسى، همان، ص 222 به نقل از عقدالدرر، ص 661).

 (9)) امین الاسلام طبرسى، اعلام الورى، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، قم، چاپ سوم، ص 364).

 (10)) محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفا، 1404 ق، ج 52، ص 633).

 (11)) علامه زین الدین على بن یونس نباطی بیاضى، الصراط المستقیم، نجف اشرف، انتشارات کتابخانه حیدریه، چاپ اول، بى تا (.

 (12)) ناصر مکارم شیرازى، مهدى انقلابی بزرگ، انتشارات هدف، قم، ص 277، بى تا (.

 (13)) محمد باقر مجلسى، همان، ج 52، ص 533).

 (14)) همان، ص 713).

 (15)) همان، ص 193).

 (16)) همان، ص 632)

 (17)) نعمانى، الغیبه، ص 913).

 (18)) نجم الدین طبسى، همان، ص 230، به نقل از الشیعه والرجعه، ج 1، ص 761)

 (19)) بقره، آیه 162).

 (20)) محدث نورى، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه ال البیت لاحیاء التراث، چاپ اول، ج 12، ص 283، بى تا (.

 (21)) محمد باقر مجلسى، همان، ص 422).

 (22)) همان، ص 613).

 //////////////////////////////////////////////////

  (3)

در کتاب منتخب الاثر عناوین ذیل را مشاهده مى کنیم که همگى بر پیشرفت و رشد علوم آن روزگار دلالت مى کنند:

1- باب سوم در این که زمین کنوز و معادن خود را اظهار مى کند. در این باره ده حدیث است. از باب نمونه: موسى بن جعفر (ع) فرمود: براى آن حضرت گنجینه هاى زمین ظاهر مى شود و هر امر دورى، براى ایشان نزدیک مى گردد.

2- باب چهارم: در این که برکات سماوى و ارضى و غیر این دو ظاهر مى شوند و در آن 12 حدیث است. از باب مثال: پیامبر (ص) فرمود: در زمان آخر امتم مهدى خروج مى کند و حال آن که باران او را سیراب و زمین نباتاتش را بر وى عرضه مى کند.

3- باب یازدهم در این که زمین در دولت وى عمران مى یابد. در این زمینه 5 حدیث وارد شده است. از آن جمله: حضرت فرمود: روى زمین خرابى باقى نمى ماند مگر این که مهدى آن را آباد مى کند.

4- باب دوازدهم در این که امور در عصر ایشان تسهیل پیدا کرده و عقول مردم هم تکامل پیدا

مى کند و در آن 7 حدیث نقل شده است.

احادیث و دلایل زیادی وجود دارد که پس از ظهور امام زمان علیه السلام عده از انسانهای نیک و بد اقوام گذشته و یا صدر اسلام به دنیا باز گردانده می شوند که اصطلاحا رجعت گفته می شود اکنون به توضیحی در این باره می پردازیم.

 از امام صادق (ع) درباره آیه: (ربنا امتنا اثنتین و احییتنا اثنتین) پرسش شد، حضرت در پاسخ فرمود: ذلک فى الرجعة این آیه در مورد رجعت است.) 11 (

. همچنین آن حضرت فرمود: لیس منا من لم یؤمن بکرمنا، هر کس به رجعت ما ایمان نداشته باشد، از ما نیست.) 12 (

گر چه ممکن است به جهت محدودیت علم و ادراک ما نتوان به طور قاطع غرض و هدف اصلى از رجعت را ذکر کرد، اما با توجه به مجموع احادیثى که در مورد رجعت به ما رسیده است شاید بتوان اهداف ذیل را از جمله مواردى دانست که لزوم تحقق رجعت را توجیه مى کند:

1. رجعت با هدف نشان دادن عزت اسلام و ذلت کفر و شرک از سوى خداوند صورت مى گیرد، بدین معنا که بازگشت به دنیا در زمانى به وقوع مى پیوندد که دین خدا بر سراسر جهان حاکم شده، زمین و آنچه در آن است، یکسره در اختیار مؤمنان و خدا جویان قرار گرفته و کافران و ستم پیشگان خوار و ذلیل خواهند گشت.

بدیهى است که چنین حادثه اى هر انسان دیندارى را شادمان و خرسند و تبهکاران و کافران را به رنج و اندوه فرو خواهد برد. از این رو خداوند مهربان و حکیم، گروهى از مؤمنان راستین و شمارى از کافران سرسخت را در آن روز به جهان باز مى گرداند، تا آنان از دیدن شکوه و عظمت اسلام و حاکمیت مؤمنان به وجد آیند و کافران نیز بر اثر مشاهده شوکت و قدرت پیروان دین خدا خشمگین و اندوهناک گردند و همگان در یابند که وعده الهى تخلف ناپذیر است. و این خود عذابی برای کافران و پاداشی برای نیکوکاران است.

2. گذشته از این که ممکن است افراد با ایمان در این بازگشت به مقاماتى دست یابند که تنها در هنگام سیطره کامل اسلام مى توانند به آن مقامات برسند،

پى‏نوشت: (از آنجا که این مقاله به مقدار زیادی تلخیص شد ممکن است متن تعدادی از پی نوشتهای پایین در مقاله بالا وجود نداشته باشد)

1. المسائل السرویه، شیخ مفید، ص 32، المطبعة مهر، ناشر: المؤتمر العالمى.

2. رسائل الشریف المرتضى، ج 1، ص 125، تحقیق سید مهدى رجایى، ناشر: دار القرآن، 1405 ه. ق، مطبعة السید الشهداء.

3. بحار الانوار، ج 53، ص 122- 144، الطبعة الاولی، 1405 ه. ق، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات بیروت.

4. همان، ص 139- 136.

5. به نقل از همان، ص 121.

6. الایقاظ من الهجعه، باب دوم.

7. بحار، ج 53، ص 53.

8. سوره نحل، آیه 87.

9. بحار، ج 53، ص 122- 144.

10. الایقاظ من الهجعة، باب دوم، دلیل سوم.

11. بحار، ج 53، ص 56.

12. همان، ج 53، ص 92.

13. همان، ج 53، ص 136- 139.

14. مجمع البیان، ج 1، ص 322.

نوشته شده توسط سعید در ۱۳٩٠/۱۱/٢ ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران ()

اعتقاد به قیام مهدى (ع) و حکومت جهانى او مخصوص شیعه و پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام نیست، بلکه تمام فرق اسلامی بدون استثناء ظهور مردى از دودمان پیامبر را در آخر الزمان به نام مهدى که دنیا را پر از عدل و داد مى‏کند پذیرفته‏اند، و روایت آن را در کتب خود از پیامبر اکرم (ص) نقل کرده‏اند.

کتابهاى فراوانى در این زمینه به وسیله دانشمندان اهل سنّت و علماى شیعه نگاشته شده است.

این روایات از روایات متواتر و قطعى است که همه محققان اسلامی ج صرف نظر از مذهب خاص خود ج آن را پذیرفته‏اند، تنها عده محدودى مانند «ابن خلدون» و «احمد امین مصرى» در صدور این روایات از پیامبر (ص) تردید کرده‏اند، و قرائنى در دست داریم که انگیزه آنها از این کار ضعف روایات نبوده، بلکه شاید فکر مى‏کردند که روایات مربوط به قیام مهدى مشتمل بر خارق عاداتى است که به سادگى نمى‏توانند آن را باور کنند.

این در حالى است که متعصب ترین فرق اسلامی، یعنى «وهابى‏ها» نیز آن را پذیرفته، و به متواتر بودن احادیث آن اعتراف کرده‏اند.

شاهد این مدّعا بیانیه‏اى است که چند سال قبل از طرف رابطة العالم الاسلامی که شدیداً زیر نفوذ وهابیان و دولت سعودى است، در پاسخ سؤالى که از آنها درباره ظهور حضرت مهدى شده بود صادر گردید.

این بیانیه در پاسخ یکى از اهالى «کنیا» به نام «ابومحمد» و به امضاى دبیر کل «رابطة العالم الاسلامی» «محمد صالح القزاز» بود، در این بیانیه آمده است که

«ابن تیمیه» مؤسس مذهب وهابیان احادیث مربوط به مهدى (ع) را نیز پذیرفته است سپس به رساله‏اى که پنج تن از علماى معروف حجاز در این زمینه تهیه کرده‏اند مى‏پردازد

در قسمتى از این رساله مى‏خوانیم:

«به هنگام ظهور فساد در جهان و نشر کفر و ظلم، خداوند جهان را به وسیلة «مهدى» پر از عدل و داد مى‏کند، آنگونه که از ظلم و ستم پر شده است، او آخرین خلیفة راشدین دوازدهگانه است که پیامبر طبق کتب صحاح از آن خبر داده است»

پیام قرآن ج 9، حضرت آیت الله مکارم شیرازى و سایر همکاران

به نقل از سایت تبیان

اکنون به چند حدیث و منبع دیگر توجه فرمایید:

رسول اللّه (ص) فرمود: اگر یک روز از عمر جهان بیشتر نماند باشد خداى متعال آن روز را چنان طولانى خواهد کرد تا مردى از اهل بیت من و همنام من به حکومت برسد وزمین را پر از عدل و داد کند چنانچه پر از ظلم و جور شده است. (صحیح ترمذى ج 2 ص 46 ((صحیح ابى داود ج 2 ص 207 ((مسند احمد بن حنبل ج 1 ص 378 . از ام سلمه نقل کرده اند که رسول اللّه (ص) فرمود: مهدى از عترت من و از فرزندان فاطمه است (اسعاف الراغبین ص 134 / ز ابن عباس نقل کرده اند که رسول اللّه (ص) فرمود: همانا على امام امت بعد ازمن است و از فرزندان او قائم منتظر مى باشد و هنگامى که ظهور کند زمین را پر ازعدل و داد مى سازد چنانکه پر از ظلم و جور شده است(1)

به نقل از سایت تبیان

پى‏نوشت‏

 (1)) ینابیع الموده ص 494)

 

نوشته شده توسط سعید در ۱۳٩٠/۱۱/٢ ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران ()

گریه همیشه برای غم نیست. اولیای الهی از گریه در نماز لذت می برند همچون اشک شوق که انسان از دیدن محبوب خود بر دیدگانش جاری می شود.

گریه و تضرع به درگاه خدا اگر چه برای بخشش گناهان بسیار بجا و نیکو است اما فائده آن فقط برای بخشش گناه نیست بلکه می تواند

ناشی از عظمتی باشد که از خدا درون خود احساس می کنیم  و قصور و نقص و کوچکی خود در مقابل آن ذات احدیت.

گریه سلاح انسان است در برابر گناهان بعدی. دردعای کمیل می خوانیم (و سلاحه البکاء) سلاح ما گریه است پس در  اصل انسان باید گریه و تضرع کند تا توفیق خدا شامل حال او شود و گناه نکند نه اینکه وقتی گناه کرد گریه کند تا پاک شود اگر چه دومی هم خوب است.

انسان نباید همواره گریه کند تا زمینه های منفی قبلی را پاک کند بلکه باید گریه کند تا زمینه های مثبتی که لیاقت آن را قبل از آن نداشته است به دست آورد.

نوشته شده توسط سعید در ۱۳٩٠/۱۱/۱ ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران ()

 خداوند متعال به مسافران (با شرایط ویژه) تخفیفی کرامت فرموده است که در مسافرت (با شرایطی که در رساله آمده است) تمامی نمازهای چهار رکعتی را دو رکعتی بخوانند و روزه را افطار کنند. نظیر این آیه شریفه قرآن که خداوند می‌فرماید: "و اذ ضربتم فی الارض فلیس علیکم جناح ان تقصروا من الصلوه".(2)    (هر گاه سفر کنید گناهی بر شما نیست که نماز را کوتاه کنید.)

و از مفسران حقیقی قرآن کریم(پیامبر اکرم و اهل بیت او صلوات ا... علیهم اجمعین) روایات فراوانی نقل شده است که تخفیف در نمازهای مسافر از هدیه‌های خداوند است که نباید رد شود و علاوه بر آنها روایات فراوان دیگری داریم که از تمام خواندن نماز در سفر به شدت نهی نموده‌اند که دو نمونه از آنها را در زیر برسی می‌کنیم؛

  پیامبر اکرم( فرمود: "هر کس در سفر نمازهایش را چهار رکعتی بخواند من در نزد خداوند از او بیزارم"(3)

  حضرت صادق( نیز فرمودند: "کسی که در مسافرت نمازش را تمام بخواند مانند کسی است که در غیر مسافرت نمازش را شکسته بخواند"(4)

  شاید برای ما این سوال پیش بیاید که دستور به کوتاه خواندن نمازهای چهار رکعتی در سفر مربوط به زمانی بوده که سفرها طولانی و با مشقت بوده است و اما در این  زمان با این وسایل و شرایط پیشرفته و سفرهای راحت، این دستورات چرا اجرا می‌گردد؟

  در پاسخ به این سوال باید گفت: اگر واقعا علت قصر (شکسته) خواندن نمازهای چهار رکعتی همین باشد، باید اولا: تمامی سفرهای با مشقت و طولانی مشمول چنین حکمی  باشند و حال آنکه به طور مثال سفر معصیت هر چه هم با مشقت طولانی باشد باید نماز تمام خوانده شود و روزه گرفته شود  و ثانیا: باید هر چه سفر طولانی‌تر و با مشقت‌تر باشد تخفیف بیشتر باشد و حال آن که مشاهده می‌شود به طور مثال: کسی که شغلش مسافرت است و دائما سفر می‌کند باید نمازش را تمام خوانده و روزه‌اش را نیز بگیرد. دوم اینکه اگر سفر کمتر از مقدار شرعی باشد، اگر هم مشقت داشته باشد، نماز شکسته نمی شود. سوم اینکه: افراد مختلف هستند، ممکن است یک سفر برای کسی با مشقت و برای دیگری بدون مشقت باشد، اما می بینم «نسبت» در این مطلب قرار داده نشده است.  و یا اینکه حتی ممکن است کسی در وطنش خسته باشد و نماز چهار رکعتی برایش سخت باشد اما به او اجازه داده نشده دو رکعتی بخواند. پس می بینیم سختی و مشقت آنچنان هم که عده ای تصور می کنند، نقش صد در صدی در این مساله ندارد هر چند از فوائد آن به شمار می رود.

امام صادق از پدران خود و آنها از رسول خدا نقل کرده اند که: خداوند متعال هدیه‌ای به من و امتم کرامت فرمود که به امت‌های گذشته نداده است. عرض کردند آن هدیه چیست؟ فرمود اجازه افطار روزه و نصف نماز در مسافرت،پس هر کس چنین نکند هدیه خدا را رد کرده است.(5) [یادآوری می شود: در احادیث دیگر که قبلا نیز گذشت آمده است: با وجودی که از این تخیف به هدیه یاد شده اما مومنین نباید آن را رد کنند]

برای توضیحات بیشتر می توانید به ذیل آیه 101 سوره مبارکه نساء از تفاسیری همچون المیزان، نمونه، مجمع البیان و ... مراجعه فرمایید.

     منابع و مآخذ :

   1 ـ پرسش‌ها و پاسخها ج1 ص10

   2 ـ نساء آیه 101

   3 ـ وسایل الشیعه، ج5 ص 38 و 539

   4 ـ مجمع البیان ج2-1 / ص274

   5 ـ وسایل الشیعه ، ج5 / ص540

o سیر و سفر در اسلام / محمد وحیدی ص 31

o فلسفه احکام / محمد وحیدی ج2 /ص 24،25،29،254،255

نوشته شده توسط سعید در ۱۳٩٠/۱٠/٢۸ ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران ()

شاید برای عده ای سوال باشد که چرا می گویند تراشیدن ریش از ته حرام است. در اینجا برخی احادیثی که بر این مطلب دلالت دارد را قرار می دهیم

وسائل‏الشیعة ج : 2 ص : 116

 1659-  قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ الْمَجُوسَ جَزُّوا لِحَاهُمْ وَ وَفَّرُوا شَوَارِبَهُمْ وَ إِنَّا نَحْنُ نَجُزُّ الشَّوَارِبَ وَ نُعْفِی اللِّحَى وَ هِیَ الْفِطْرَةُ

از رسول خدا (ص): مجوس [زرتشتیان] ریشهای خود را می زنند و سبیل خود را پر پشت قرار می دهند و همانا ما سبیل خود را می زنیم و ریش می گذاریم و این مطابق فطرت است.

1660-  وَ فِی مَعَانِی الْأَخْبَارِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ الْمُکَتِّبِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الْأَسَدِیِّ عَنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ النَّخَعِیِّ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ یَزِیدَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ غُرَابٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص حُفُّوا الشَّوَارِبَ وَ أَعْفُوا اللِّحَى وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْمَجُوسِ

... از امام جعفر صادق علیه السلام از پدرش از جدش ، فرمود: رسول خدا فرمود سبیل خود را کوتاه کنید و ریش بگذارید و به مجوس شبیه نشوید.

 

                         وسائل‏الشیعة ج : 2 ص : 116

 

1003-    1-  الْجَعْفَرِیَّاتُ، أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنِی مُوسَى حَدَّثَنَا أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص حَلْقُ اللِّحْیَةِ مِنَ الْمُثْلَةِ وَ مَنْ مَثَّلَ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ

.... از امام موسی علیه السلام از پدرش از اجدادش از علی بن ابی طالب علیه السلام از رسول الله صلی الله علیه و آله: از ته زدن ریش، مثله کردن است و کسی که مثله کند لعنت خدا بر او باد.

[مثله: اصطلاحا تکه تکه کردن اعضای بدن است که معمولا در جنگها اتفاق می افتاده و کسی که دشمنش را می کشته از روی کینه اعضای آن را هم می بریده اگر این کلمه در اینجا هم به همان معنا باشد، حضرت زدن ریش از ته را هم به مثله کردن ملحق کرده است]

 

مستدرک‏الوسائل ج : 1 ص : 407

قُلْتُ قَالَ الْکَازِرُونِیُّ فِی الْمُنْتَقَى فِی حَوَادِثِ السَّنَةِ السَّادِسَةِ بَعْدَ أَنْ ذَکَرَ کِتَابَةَ رَسُولِ اللَّهِ ص إِلَى الْمُلُوکِ وَ أَنَّهُ کَتَبَ کِسْرَى إِلَى عَامِلِ الْیَمَنِ بَازَانَ [بَاذَانَ‏] أَنْ یَبْعَثَهُ ص إِلَیْهِ وَ أَنَّهُ بَعَثَ کَاتِبَهُ بَانُوَیْهِ وَ رَجُلًا آخَرَ یُقَالُ لَهُ خَرْخَسَکُ إِلَیْهِ ص. قَالَ وَ کَانَا قَدْ دَخَلَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ قَدْ حَلَقَا لِحَاهُمَا وَ أَعْفَیَا شَوَارِبَهُمَا فَکَرِهَ النَّظَرَ إِلَیْهِمَا وَ قَالَ وَیْلَکُمَا مَنْ أَمَرَکُمَا بِهَذَا قَالَا أَمَرَنَا بِهَذَا رَبُّنَا یَعْنِیَانِ کِسْرَى فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَکِنَّ رَبِّی أَمَرَنِی بِإِعْفَاءِ لِحْیَتِی وَ قَصِّ شَارِبِی الْخَبَرَ

............ بعد از اینکه نامه حضرت به پادشاه ایران رسید ، پادشاه ایران به عامل خود در یمن نامه نوشت که این شخص را دستگیر کند و به سوی او بفرستد، دو نفر به سوی حضرت آمدند که او را دستگیر کنند در حالی که ریش خود را زده بودند و سبیل گذاشته بودند، پس حضرت از نگاه کردن به آنان خوشش نیامد و فرمود وای بر شما چه کسی شما را به این دستور داده است آنان گفتند پروردگار ما (یعنی پادشاه ایران)، حضرت فرمودند ولی پرودگار من دستور داده است که ریش بگذارم و سبیلم را کوتاه کنم. ....

 

1005-  3-  السُّیُوطِیُّ فِی الْجَامِعِ الصَّغِیرِ، أَخْرَجَ ابْنُ عَسَاکِرَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ ع عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ عَشْرُ خِصَالٍ عَمِلَهَا قَوْمُ لُوطٍ بِهَا أُهْلِکُوا وَ تَزِیدُهَا أُمَّتِی بِخَلَّةٍ إِتْیَانُ الرِّجَالِ إِلَى أَنْ قَالَ وَ قَصُّ اللِّحْیَةِ وَ طُولُ الشَّارِبِ

 

……..همچنین از آن حضرت نقل شده است که فرمود ده ویژگی از خصوصیات قوم لوط بود، هم جنس بازی .... تا رسید به این که خصوصیت: کوتاه کردن ریش و بلند گذاشتن سبیل.

[تراشیدن ریش از ته ، حرام است نه اینکه ریش بلند گذاشتن واجب. و چه خوب است که شخص در این زمینه اعتدال را رعایت کند و این اعتدال در احادیث دیگر نیز که اینجا ذکر نشد توصیه شده است چه اینکه از ریش زیاد بلند هم مذمت شده است.]

نوشته شده توسط سعید در ۱۳٩٠/۱٠/٢٧ ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران ()

غرب شناسی :

 - غرب شناسى، احمد رهنمایى، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، چاپ دوم، ویراست دوم، سال 1380

- درباره غرب، دکتر رضا داورى

- فرهنگ و مسیحیت در غرب، مؤسسه فرهنگى و اندیشه معاصر، چاپ اول، پاییز 1380

- غرب و بحران فلسفه، محمد رضا جوزى

- تاریخ جهان تحول اندیشه، تمدن و فرهنگ جهان، ترجمه عبدالرحمان صدریه، انتشارات فردوس تهران، چاپ اول 1377

- تمدن و تفکر غربى، دکتر رضا داورى، نشر ساقى، چاپ اول 1380

- غرب در جغرافیاى اندیشه، مجید کاشانى، کانون اندیشه جوان، چاپ اول 1381

- سیر تحول اندیشه و تفکر عصر جدید در اروپا، دکتر على رضا رحیمى بروجردى، انتشارات علمى، چاپ 1370

- بحران دنیاى متجدد، رنه گنون، ترجمه ضیاء الدین ده شیرى، انتشارات امیرکبیر، چاپ دوم، 1372

- آینده باختر، ژ. ج. د. بیوس، ترجمه بهاءالدین پاسارگاد، انتشارات ابن سینا، چاپ اول 1344

- فلسفه سیاست، اسوالد اشپنگلر، ترجمه هدایت الله فروهر، نشر نظر، چاپ اول 1369

- حقیقت دینى در عصر ما، ویلیام منتوگرى، ترجمه ابوالفضل محمودى، انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، چاپ اول 1371

- مجله فرهنگ کتاب یازدهم، مدرنیزم و ما بعد، پاییز 1372، مؤسسه مطالعات و پژوهش فرهنگى

- مجله ارغنون، سال اول، پاییز 1373، مبانى نظرى مدرنیزم، وزارت ارشاد

- مجله گفتگو، ویژه غرب شناسى

--- تاریخ ویل دورانت، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی (به عنوان منبع حاشیه اى)

--- نوار آقاى محمد رضا جوزى، پیرامون غرب شناسى

 اندیشه سیاسی اسلام و غرب

 1- امام خمینى، ولایت فقیه، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى 2- ولایت فقیه ولایت فقاهت و عدالت: آیت الله جوادی آملی 3- نظام سیاسى اسلام، مؤسسه آموزشى پژوهشى امام خمینى4- فلسفه سیاست، مؤسسه آموزشى پژوهشى امام خمینى 5- تساهل و تسامح اخلاقى، دینى، سیاسى، محمود فتحعلى، مؤسسه فرهنگى طه 6- عبدالحسین خسروپناه، جامعه مدنى، انتشارات وثوق 7- احمد واعظى، جامعه دینى، جامعه عرفى، مؤسسه آموزشى پژوهشى امام خمینى  8- ولایت فقیه و دموکراسى، مسعود اسداللهى و قهرمان طاهرى، سازمان تبلیغات اسلامى ج) حوزه کلام جدید (کتاب‏هاى معرفى شده از نشریات مؤسسه فرهنگى دانش و اندیشه معاصر مى‏باشد): 1- پلورالیسم دینى، على ربانى گلپایگانى 2- کند و کاوى در سویه‏هاى پلورالیسم، حسن قدردان قراملکى 3- اسلام و کثرت‏گرایى دینى، محمد گلنهاوزن، مریم جواندل 4- ریشه‏ها و نشانه‏هاى سکولاریسم، على ربانى گلپایگانى 5- سکولارها چه مى‏گویند، محمد قطب 6- دین و دولت، على ربانى گلپایگانى د) مکاتب: 1- نقدى بر مبانى معرفت‏شناسى امانیستى، مریم صانع‏پور 2- آموزش فلسفه، ج 1 و 2، محمد تقى مصباح یزدى 3- پاسدارى از سنگرهاى ایدئولوژیک، محمد تقى مصباح یزدى 4- نقدى بر مارکسیسم، شهید مطهرى 5- انسان کامل، شهید مطهرى 6- اشاراتى درباره لیبرالیسم در ایران، شهریار زرشناس

نوشته شده توسط سعید در ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران ()

در اینجا چند کتاب که برای تقویت عقاید و اخلاق مفید بلکه شاید ضروری باشد معرفی می گردد. این کتابها به گونه ای انتخاب شده اند که هم جذاب باشند و هم اساسی. البته روشن است که این انتخاب به معنای رد کتابهای دیگر نیست چه اینکه کتابهای خوب زیادی وجود دارند اما این مجموعه می تواند در نوع خود روان و تا حد قابل قبولی کامل باشد و سر نخ و پشتوانه ای باشد برای مطالعات بعدی. همچنین به این معنا نیست که شخص حتما باید همه آنها را بخواند زیرا سلیقه و اطلاعات افراد هم نسبت به موضوعات متفاوت است و هم نسبت به نویسندگان بنابر این هر شخص باید متناسب با علاقه خود و موضوعی که اکنون برایش مهم است از بین پیشنهاد های ارائه شده، انتخاب و شروع کند.

حکمت عبادات /آیت الله جوادی آملی (فوائد و اسرار عباداتی چون نماز، روزه، دعا، تلاوت قرآن، تولی و تبری و ...)

راهنمای حقیقت / آیت الله جعفر سبحانی (پاسخ به سوالات مربوط به عقاید شیعه ، بیشتر با نگرش شیعه و سنی)

اصول عقاید / آقای قائمی

آموزش عقاید / آیت الله مصباح یزدی همچنین خدا شناسی، کیهان شناسی، انسان شناسی در قرآن

حیات فکری و سیاسی امامان شیعه / رسول جعفریان (تاریخی)

سلسله تفاسیر موضوعی قرآن کریم / آیت الله جوادی آملی (غیر از ج 13 ، معرفت شناسی در قرآن) ، شروع از ج 11 «مراحل اخلاق در قرآن» سپس ج 6 تا 9 سیره پیامبران و رسول اکرم صلی الله علیه و آله در قرآن، سپس هر کدام از مجلدات متناسب با موضوع دلخواه

کتب شهید مطهری (غیر از چند جلد که فلسفی سنگین هستند مثل «نقدی بر مارکسیسم» یا «اصول فلسفه و روش رئالیسم») چند جلد از آنها به عنوان نمونه معرفی می شود  

گفتارهای معنوی - سیری در سیره نبوی - سیری در سیره ائمه اطهار- جاذبه و دافعه علی  ـ حماسه حسینی - خاتمیت - ختم نبوت  ـ پیامبر امّی - امدادهای غیبی در زندگی بشر ـ توکل و رضا - گریز از ایمان و گریز از عمل - انسان کامل  -تکامل اجتماعی انسان ـ سیری در نهج البلاغه  ـ فلسفه اخلاق ـ انسان و سرنوشت -  عدل الهی ـ علل گرایش به مادیگری - توحید -  نبوت ـ معاد.

کتب آیت اللـه حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی مانند: الله شناسی، پیغمبر شناسی، امام شناسی.

کتب آیت الله دستغیب شیرازی (بیشتر جنبه اخلاقی دارند مانند قلب سلیم، گناهان کبیره ، تفسیر سوره نجم یا معراج پیامبر (ص) و .... )

 چهل حدیث امام خمینی (اخلاقی)

نوشته شده توسط سعید در ۱۳٩٠/۱٠/٢٤ ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران ()

از آنجا که ما بیشتر با ازدواج دائم سر و کار داریم و به خصوصیات آن عادت کرده ایم فکر می کنیم خصوصیات «ازدواج دائم» همان خصوصیات «ازدواج» است و اگر نوعی از ازدواج گوشه ای از آن ویژگیها را نداشت از محدوده «ازدواج» خارج شده است در حالی که هسته مرکزی «ازدواج» را عواملی تشکیل می دهند که در هر دو «دائم و موقت» مشترک است و بعضی مواردی که ما به عنوان ویژگی برای «ازدواج» در نظر می گیریم درحقیقت ویژگی «ازدواج دائم» است نه «ازدوج» به معنای کلی آن.

                                   ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

حتی قسمتی از آنها هم به عادت ما بر می گردد. به عنوان مثال ممکن است کسی «هدف ازدواج» را داخل در شرایط آن بداند در صورتی که اگر کمی دقت کند می بیند که ازدواج های زیادی بدون بر آورده شدن آن هدف شکل می گیرند.

توضیح بیشتر اینکه: چون اکثرا انسانها برای تشکیل خانواده، زندگی مشترک دائم و تولید نسل ازدوج می کنند ممکن است این عادت باعث شود برخی، تصوری ورای این مطلب نداشته باشند اما اگر ازدواجی با تمام شرایطش شکل بگیرد (حتی به صورت غیابی) اما پس از یک ساعت بفهمند که به درد هم نمی خورند و طلاق بگیرند، هیچ کدام از آن اهداف محقق نشده است اما حقیقتا در این یک ساعت ازدواج صورت گرفته بوده و اینها با هم محرم بوده اند و ........

                                  ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

حال که تا حدی زمینه فکری پیدا شد و مشخص شد هسته مرکزی اصل «ازدوج» می تواند کمی متفاوت تر از آنچه ما تصور می کرده ایم باشد به مشترکات ازدواج دائم و موقت می پردازیم تا مطلب برای عده ای که می گویند ازدواج موقت با رابطه نامشروع چه تفاوتی دارد روشن گردد.

می دانیم به صورت کلی ارتباط مشروع و نامشروع از نظر زیستی با هم تفاوتی نمی کنند اما آنچه که بین این دو فرق می گذارد قانونمند و ضابطه مند بودن یکی و ولنگار بودن دیگری است. که البته ضابطه و قانون را در هر جامعه ای دین، سنن و آداب و آئین آن جامعه تعیین می کند. حال ما که مسلمانیم ببینیم در اسلام چه مشترکاتی بین این ازدواج موقت و دائم هست:

                                ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

1-    در هر دو، ازدواج باید با کسانی باشد که از نظر شرعی ازدواج با آنان جایز است.

2-  در هر دو (از نظر ما که مسلمانیم) خواندن صیغه لازم است. این نباید بی اهمیت جلوه کند زیرا ما کلید ورود به اسلام را چیزی می دانیم که عبارت از دو جمله (شهادتین) است. این دو جمله علاوه بر سعادت ابدی آثار فقهی فراوانی نیز بر آن مترتب است از جمله پاک شدن شخصی که تا کنون کافر بوده و نجس، ارث بردن از خویشان مسلمان ، امکان ازدواج با مسلمانان و ... در هر دو، زن مادامی که در عقد مرد است نمی تواند با مرد دیگری ارتباط برقرار کند.

3-  در هر دو، مرد یا زن قبل از محرم شدن و بعد از جدایی نمی توانند به هم حتی نگاه لذت آمیز داشته باشند و یا حتی در اکثر موارد – غیر از چند استثناء- نگاه غیر لذت آمیز نیز حرام است.

4-  در هر دو، در صورتی که نزدیکی صورت گرفته باشد زن بعد از جدایی، باید عده نگه دارد. ( و در صورتی که نزدیکی صورت نگرفته باشد، در هر دو می تواند بلافاصله بعد از جدایی و طلاق با دیگری ازدواج کند.)

5-    در هر دو اگر فرزندی به وجود آید تکلیف آن مشخص است چه در نگهداری و چه در ارث بردن.

6-    در هر دو با عقد - حتی اگر نزدیکی هم صورت نگیرد - مادر زن به مرد، و پدر مرد به زن محرم می شوند (برای همیشه).

7-    در هر دو، شخص مونث اگر باکره باشد لازم است با اجازه ولی شرعی او ازدواج صورت گیرد

و مواردی دیگر که هیچ کدام در فحشا یا روابط آزاد لحاظ نمی شود.

                                ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

از سوی دیگر، این مقاله را ادامه می دهم با مثالهایی که روشن می کند واقعا هسته مرکزی «ازدواج» چیزی است و آنچه ما با آن عادت کرده ایم به عنوان ازدواج یا «عادت» است و یا از ویژگیهای خاص ازدواج دائم، نه «ازدواج» به معنای مطلق آن.

دوباره تذکر می دهم این مثالها بیشتر برای کسانی است که طبیعتا ازدواج دائم را قبول دارند اما درک این مساله که ازدواج موقت چه تفاوتی با فحشا دارد برای آنان مشکل است: 

برخی جاها مرزهای ازدواج دائم نیز به مرزهای ارتباط آزاد می تواند بسیار نزدیک شود پس در این صورت هم نباید بین آن دو فرق گذاشت؟! در صورتی که یکی ازدواج است و دیگری فحشاء.

1- زن می تواند با شرط ضمن عقد، وکالت طلاق را به دست بگیرد. حال با این شرط با مردی ازدواج می کند. و پس از اینکه چند ساعت کاملا از هم استفاده کردند (البته بدون نزدیکی)، از طرف مرد خود را طلاق می دهد و چون نزدیکی نکرده لازم نیست عده نگه دارد. بلافاصله با مرد دیگری به همین صورت ازدواج می کند و ................. (حال این ازدواج با روسپی گری چه تفاوتی دارد؟).

2- مرد هم می تواند در قالب ازدواج دائم با زنی رابطه داشته باشد و بعد از مدتی، کم یا زیاد او را طلاق دهد و هر کدام به سراغ کار خود روند و .......

3- زنی که یائسه شده در صورت نزدیکی هم، لازم نیست عده نگه دارد. حال اگر چنین زنی با ازدواج دائم مراحل بالا را انجام دهد + نزدیکی، آیا این ازدواج است یا فحشا؟

                                ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

بنابر این به صرف اینکه فقط در برخی قسمتها دو کار شبیه به هم می شود نمی توان تفاوتهای زیاد آنها را نادیده گرفت و حکم کرد که مثلا ازدواج موقت با روابط غیر شرعی یکی است. حال آنکه مشترکات ازدواج موقت با دائم بیش از تفاوتهای آن است و چه اینکه اگر ازدواج موقت در دین تجویز نمی شدعملا کاربرد آن می توانست در قالب ازدواج دائم، از هر دو طرف تحقق یابد.

 (در این چند سطر در پی درج برخی  شباهتهای فقهی و حقوقی دو ازدواج دائم و موقت بودیم نه بررسی همه جانبه آن. به عنوان مثال حفظ مرزهای حیا و خلاصه شدن روابط در همان محدوده از آثاری است که بر ازدواج موقت مترتب است در حالی که در رابطه آزاد این مرزها نادیده گرفته می شود و .....) 

نوشته شده توسط سعید در ۱۳٩٠/۱٠/٢۳ ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران ()

قصص ایات 23 تا 27 که داستان حضرت موسی و دختران شعیب و طرز برخورد با یکدیگر است . نساء 25 و مائده 5 درباره نهی از دوست بازی است. احزاب 32 و 53 در باره رفتار و طریقه برخورد با نامحرم و سخن گفتن. نور 31 و احزاب 59 حجاب و پوشش

نوشته شده توسط سعید در ۱۳٩٠/۱٠/٢٢ ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران ()

یه روز پیامبر (ص) و اصحاب در مسجد نشسته بودند که ناگهان صدای مهیبی

بلند شد. اصحاب از حضرت سوال کردند این صدای چی بود؟! (البته خود شنیدن

این صدا با گوش طبیعی انجام نشد بلکه با گوش ملکوتی و تصرف پیامبر (ص)

بود که توانستند بشنوند) آن حضرت فرمودند هفتاد سال پیش سنگی از لبه

جهنم به درون آن افتاد و الان به ته آن رسید و این صدایی که شنیدید ناشی

 از آن بود. وقتی اصحاب از مسجد بیرون آمدند شنیدند منافقی هفتاد ساله،

مرده است. مشخص شد که او هفتاد سال راه جهنم را طی می کرده تا حالا

با مردن به ته آن رسیده است.

شما فکر نکنید فتنه 88 یک شبه و یک روزه درست شد. مشخص شد که موسوی 

 20 سال در آن سکوت منافقانه اش که نه در خوشی و نه در ناخوشی با مردم

همراه نشد، جهنمی را درون خودش به پا می کرده است که ناگهان در سال 88 

زبانه کشید و مردم را سوزانید.

نوشته شده توسط سعید در ۱۳٩٠/۱٠/۸ ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران ()

سیر گیاهی است دارای خواص فوق العاده، بخصوص در زمینه درمان و  ضد عفونی بدن اما بوی بد آن مانع از این می شه که افراد به راحتی و با خیال آسوده از آن استفاده کنند به همین دلیل خیلی ها قید آن را می زنند اما هر از چند گاهی هم راهی برای نجات یا فرار از دفع بوی بد آن ارائه می شود که از نقصهایی بر خوردارند مانند جویدن چای خشک پس از مصرف سیر. حقیقت این است که بیشتر بوی بد سیر از معده به دهان راه می یابد جویدن چای خشک در فضای دهان چندان کار ساز نیست. استفاده از ترشی سیر یا اخیرا پودر سیر راههای دیگر است که این جا نیز خیلی خواص سیر در این فرآیندها از بین می رود. (گر چه بهتر از نخوردن است ) اما راهی که امروز معرفی می شه هم جدیده و هم کامل تر.

همونطوری که اشاره شد بیشتر بوی بد سیر ، از معده به دهان می رسد بنابر این اگر شما تفاله سیر را بگیرید معما را حل کرده اید. یک یا چند حبه سیر را رنده کنید، و کمی آب گرم روی آن بریزید (داغ داغ نباشه چون ویتامینها را از بین می برد) در آن را بگذارید و چند ساعت صبر کنید تا عصاره سیر در آب خارج شود. بعد آن را صاف کنید. برای رقیق شدن آن مقدار دیگری آب اضافه کنید + کمی شکر + کمی گلاب و اگر هم دوست داشتید مقدار کمی آب لیمو. حالا شما یک شرب سیر خوش مزه دارید که از آن لذت می برید دیگه نگران این نیستید که با خوردن یک حبه سیر تا چند روز اسیر بوی آن شوید. نوش جان.

نوشته شده توسط سعید در ۱۳٩٠/۱٠/۸ ساعت ٧:٠٤ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران ()

 تاریخچه

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خود از اولین اشخاصی بود که به مناسبتهایی به حیوانات نظری داشته اند و احادیثی را فرموده اند . حدیث ابوذر رحمه الله در مورد دو بزی که به همدیگر شاخ زدند و پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «خداوند می داند برای چه به هم شاخ زدند و به زودی در میان آنها داوری خواهد کرد» معروف است[1]. اگر چه صریحا نامی از آیه ای به میان نیامده است اما از آنجا که در تفسیر آیات بر قول و فعل آن حضرت استناد می کنیم در آینده خواهد آمد برخی آیات «برانگیخته شدن حیوانات در قیامت» را مطرح می کنند و این موضوع یکی از نظریه پردازیهای قرآن درباره حیات جانوران است که این حدیث می تواند تبیین و تاکیدی باشد بر محتوای آنها. نیز احادیثی که اذکار پرندگان را بیان می کند قابل توجهند؛ از جمله ابوحمزه ثمالی (م 148ق) نقل می کند از امام سجاد علیه السلام که درباره گنجشکانی فرمود: «پروردگارشان را تقدیس می کنند و روزی طلب می کنند.» و سپس این آیه را می خوانند: « علمنا منطق الطیر و أوتینا من کل شیء» (تفسیر القرآن الکریم (ثمالی)»، ج 1، ص 258، ذیل آیه 16نمل) که به دلیل آوردن آیه شریفه رنگ روشن تری از تفسیر به خود می گیرد.  

رگه هایی از این احادیث در کتب روایی و تفسیری آمده و در طی اعصار به ما رسیده است. صحابه و تابعان نیز مانند ابن عباس، عکرمه، مجاهد، قتاده و ... به مناسبت مطلبی را گفته و یا در مورد آیه ای اظهار نظر کرده اند.[2] البته نباید انتظار داشت در زمانی که به گفته علمای علوم قرآن، تفسیر در حد لغت و غریب القرآن خلاصه می شد، در این باره به تفصیل سخن رانده باشند. این کلمات و توضیحات معمولا کوتاه به صورت پراکنده در تفاسیر صدر اسلام آمده تا در مقطعی که تفسیر جامع تری نگاشته شده به همراه روایات مربوطه به هم رسیده ، نظر نویسنده هم به آن اضافه شده و در دوره های بعد به صورت ملموس تری مطرح گردیده است. در این مقطع دو تفسیر تبیان شیخ طوسی (م460ق) و مجمع البیان طبرسی (م560ق) در میان تفاسیر شیعه جایگاه بسزایی دارند. تبیان بیش از پانزده مورد به این مباحث می پردازد.[3] به عنوان مثال در باره آیه 26 بقره « إِنَّ اللَّهَ لَا یَسْتَحْىِ أَن یَضْرِبَ مَثَلًا مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا ...» در حدیثی از امام صادق علیه السلام می آورد: « خداوند به پشه مثال زد زیرا با این کوچکیش در او خلق شده آنچه در فیل خلق شده و علاوه بر آن دو عضو زیادتر هم دارد»[4]. مجمع البیان نیز حد اقل در بیست مورد به حیوانات می پردازد از جمله: زیر آیه 57 بقره.[5] در باره سلوی و در باره آیه 38 انعام[6]. پیرامون حشر حیوانات و اینکه چرا خداوند بعد از طائر « یطیر بجناحیه » را ذکر می کند، مطالبی می آورد و نظر کسانی که این آیه را دلیل بر تناسخ می دانند رد می کند. او در باره ساخته شدن شیر[7]، زنبور عسل و وحی فرستادن به او[8]، خلقت موجودات از آب و انواع آنها[9] و داستان مورچه و هدهد در سوره مبارکه نمل مباحثی را مطرح می کند[10].

در میان تفاسیر اهل سنت هم «در المنثور»[11] را باید پایانه ای برشمرد که بسیاری از نظرات صحابه و تابعان و احادیث بدان ختم شده و ذیل آیات مربوطه مطرح گردیده اند.

گفتنی است در این ادوار آنچه از حیوانات مطرح می گردد چیزهایی است که با زندگی انسانی ارتباط مستقیم و یا وجه مشترکی با آن دارند مانند: سخن گفتن یا نگفتن حیوانات، عبادت آنها، منافعی که برای آدمی دارند و آیا در قیامت محشور می شوند یا نه؟ و البته این آخری که آیاتی چون 38 انعام و 5 تکویر پایه گذار آن بوده اند باعث شده تا این مباحث از کتب کلامی، فلسفی و یا عرفانی نیز سر درآورند. در این میان می توان به کتبی چون : النکت الاعتقادیة (ص 46) ، شیخ مفید (م413ق) و عرشیه ملاصدرا (م1050ق)[12] اشاره کرد.

فراز دومی که در این مسیر مشاهده می شود مجموعه تفاسیر روایی – البته شیعی – است که در قرن یازده و دوازده پدید می آیند. همانند تفسیر صافی[13]، نور الثقلین[14]، کنز الدقائق[15] که با جمع آوری روایات مختلف ذیل آیات مربوطه نقطه ثقلی را در این زمینه-و سایر موضوعات تفسیری – به وجود می آورند.

فراز سوم دوران معاصر است که به صورت کلی فصل جدیدی در زمینه علم و دین گشوده شد و کتب، مقالات و همایشها رو به فزونی گذاشت. این خود دلایل متعددی داشت که در این مجال فرصت پرداختن به آنها وجود ندارد از این رو بحث خود را در معرفی برخی نوشته های مهم یا شخصیتهای تاثیر گذار در این زمینه ادامه می دهیم.

در مصر بعد از ورود سید جمال الدین اسد آبادی (م1315ق) و تربیت شاگردانی چون عبده، تفسیر علمی آغاز شد. حتی فردی مثل شیخ طنطاوی (1287 –  1358ق) یک دوره تفسیر 25 جلدی مستقل در این موضوع نگاشت.[16] او در تفسیرش ذیل آیات علمی از جمله زیست شناسی و حیوان شناسی از شکل و تصاویر فراوانی استفاده می کند.

در ایران نیز از پیشگامان این رشته می توان از دکتر سید رضا پاک نژاد و حجة الاسلام دکتر عبدالکریم بی آزار شیرازی نام برد. دکتر پاک نژاد یکی از مهمترین آثار را در زمینه علم و دین با نام «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر» نگاشت (دهه 40). این کتاب گرچه بیشتر در زمینه پزشکی است اما به مناسبت به زیست شناسی و جانوران نیز پرداخته است؛ مانند: زنبور عسل[17].

دکتر بی آزار شیرازی نیز مجموعه قرآن و طبیعت را در دهه پنجاه - شصت پدید آوردند که قسمتهای مختلفی از آن به حیوانات و عجایب و شگفتیهای آنها اختصاص دارد. .

دو تفسیر گرانسنگ معاصر یعنی المیزان (طباطبایی، محمد حسین) و نمونه (زیر نظر: مکارم شیرازی، ناصر) نیز توجه زیادی به مطالب علمی و در ضمن آن مطالب مربوط به حیوانات داشته اند که از گردآوری آنها کتاب مستقلی نگاشته می شود[18].

در این عصر کتابهای مستقل فراوانی نگاشته شد که در این بین کشور مصر جایگاه ویژه ای دارد. به عنوان نمونه مؤسسه «اهل البیت الکونیة» با کمک چند از محققین و زیر نظر فاضل الصفار مجموعه ای یازده جلدی را پدید می آورند که جلد نهم آن با نام « اسرار عالم الحیوان » به دنیای جانوران نظر دارد.[19]

از جمله آثار مهم دیگر می توان از کتب زیر نام برد:

آیات الکون و اسرار الطبیعة فی القرآن الکریم، الشیخ عبدالله الغدیری، 1425 ق[20]. - الإشارة العلمیة فی القرآن الکریم بین الدراسة و التطبیق، کارم السید غنیم، 1415ق[21]- الإعجاز العلمی فی القرآن، لبیب بیضون،  1424 ق[22]. - الله و العلم الحدیث، عبد الرزاق نوفل[23].-  پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، محمد علی رضایی اصفهانی، ج2، 1380 ش[24].- داروینیسم یا تکامل انواع، جعفر سبحانی[25] -تکامل زیستی و آیات آفرینش، ابراهیم کلانتری، 1382 ش[26]. - رحیق العلم و الإیمان، احمد فؤاد باشا، 1422 ق و 2002 م[27].- قرآن و طبیعت « پدیده های شگفت انگیز عالم آفرینش»، سعید حمیدی کلیجی، 1384 ش[28]. - قرآن و علوم طبیعی « راهنمای پژوهش در قرآن و علوم روز»،  گروه نویسندگان به سرپرستی محسن عباس نژاد[29]، زمستان 1384 ش. - موسوعة الإعجاز العلمی فی القرآن الکریم و السنة المطهرة، یوسف الحاج احمد، 1428 ق[30].- موسوعة الإعجاز العلمی فی القرآن و السنة، آیات الله فی الآفاق، محمد راتب النابلسی، 1425 ق[31].- وجوه الاعجاز فی آیات النحل لغویا - علمیا – طبیا، رضا فضیل بکر[32].

علاوه بر کتاب، مقالات مختلفی نیز در نشریات گوناگون در زمینه قرآن و زیست شناسی به چاپ رسیده است و حتی برخی نشریات به صورت مستقل به انعکاس مقالات علم و دین اختصاص یافته اند از جمله دو فصلنامه «قرآن و علم» زیر نظر مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی و فصلنامه «الإعجاز العلمی» چاپ کشور عربستان (مکه مکرمه) می باشد. که این فصلنامه در شماره 21 خود (جمادی الاولی 1426 ق) مقاله ای را در تفسیر آیه 41 عنکبوت و راز گشایی از «اوهن البیوت» بودن خانه عنکبوت به چاپ رسانده است. 

 همچنین شرکتهای مختلفی نیز نرم افزارهایی را به بازار عرضه داشته اند. از جمله شرکت « التراث » للبرمجیات / عربستان مجموعه ای از نه CD را ارائه می دهد که دو حلقه آن با نام « القرآن و الحیوان » و « القرآن و الحشرات » به جانوران می پردازد. همچنین شرکت « مکه » للبرمجیات / مصر از شرکتهای فعال در این زمینه است که تولیداتی از آن عبارتند از : تسبیح المخلوقات / دکتر احمد شوقی ( رئیس هیأت اعجاز علمی در مصر ) و « الأجنة و الأرحام / همان » که زیر مجموعه ای با نام « حیاة النحل » را هم در بر می گیرد.

علاوه بر این همایشهایی نیز هر ساله در کشورهای اسلامی برگزار می گردد. که چند نمونه آن ذکر می شود: مؤتمر «التوجیه الإسلامی للعلوم» ( ربیع الثانی- جمادی الأولی 1413ق) در مرکز «صالح کامل للإقتصاد الإسلامی بجامعة الأزهر» زیر نظر «جامعة الأزهر» و «رابطة الجامعات الإسلامیة». این همایش در سه محور قابل تقسیم است که یکی از عناوین آن در محور سوم «الحشرات فی القرآن الکریم و السنة النبویة و العلم الحدیث» توسط عبد الحکم عبد اللطیف الصعیدی ارائه گردید.[33]

همایش علم و دین (و زیر مجموعه آن یعنی مباحث زیستی و حیاتی در قرآن) در دو سطح داخلی و بین المللی به همت دانشکده علوم پزشکی تهران. اولین همایش بین المللی آن اردیبهشت 1385 در تهران، سالن اجلاس سران [کشورهای اسلامی] با حضور اساتید داخلی و خارجی برگزار گردید[34]. از مقالات رسیده، خلاصه مقالات تقریبا 213 مقاله ی برگزیده در کتابی با نام «چکیده مقالات نخستین همایش بین المللی گفتگوی علم و دین» چاپ شد، که طبیعتا به همین میزان نیز جلسات و میزگردهای تخصصی با صاحبان این مقالات برگزار شده است. در اسفند ماه همین سال نیز همایشی با نام «قرآن و علوم روز» به همت مرکز پژوهشهای حوزه و دانشگاه – که مقر آن در مشهد مقدس است – در تهران، سالن همایشهای صدا و سیما برگزار شد.

مراکز تخصصی نیز در کشورهای اسلامی در این رشته مشغول فعالیت هستند؛ علاوه بر مصر و دانشگاه الأزهر می توان از «هیأت الإعجاز العلمی فی القرآن و السنة (مکة المکرمة) نام برد[35].

و در ایران «بنیاد پژوهشهای قرآنی حوزه و دانشگاه – مشهد» و «موسسه قرآن و علم» زیر نظر مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی –قم» از مراکز فعال در این زمینه هستند.

منبع: مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی

[1] - مجمع البیان، ج 4، ص 50

[2] - به عنوان مثال رک: ابن جبر، مجاهد (م104ق) ، تفسیر مجاهد، ج 2، ص 782 و 783- ابن جریر طبری (م310ق) ، جامع البیان، ج 1، ص 422.

[3] - ج 1، ص 110، 113، 259- ج 2، ص 458- ج 4، ص 57، 127، 130- ج 5، ص 8، ج 6، ص 399، 400، 402- ج 7، ص 358، 360، 447- ج 8، ص 82، 85، 89.

[4] - ج 1، ص 111

[5] - ج 1، ص 243

[6] - ج 4، ص 460

[7] - ج 6، ص 572، ذیل آیه 66 نحل

[8] - همان، ص 573، ذیل آیه 68 نحل

[9] - ج 7، ص 233، ذیل آیه 45 نور

[10] - همان، ص 335، ذیل آیات 16 تا 28 نمل

[11] - سیوطی، جلال الدین (م 911ق)

[12] - ص 284 و 285 متن عربی و 167و 168 ترجمه فارسی؛ به نقل از تاریخ دامپزشکی و پزشکی ایران ، تاج بخش حسن ، ج2، ص 64 و 65

[13] - فیض کاشانی، ملا محسن (م 1091ق)

[14] - عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه (م 1112ق)

[15] - قمی مشهدی، محمد بن محمد رضا ( م قرن 12)

[16] - او کتابهای دیگری هم دارد که برخی عناوین آن عبارتند از : جواهر العلوم فی عجائب الکون، بهجة العلوم فی الفلسفة العربیة و موازنتها بالعلوم العصریة

[17] - برگرفته از: « در آمدی بر تفسیر علمی قرآن»، ص 281 تا 286.

[18] - ولی به عنوان مثال علامه طباطبایی زیر آیه 30 انبیاء « وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْ‏ءٍ حَیٍّ » می فرماید: «منظور این است که آب دخالت کاملی در وجود موجود زنده دارد ... و در بحثهای علمی جدید ارتباط حیات با آب واضح شده است.» (ج 4، ص 279) تفسیر نمونه هم ذیل آیه 26 حجر به صورت مفصل نظریه تکامل را مورد بررسی قرار می دهند(ج 11، ص 82.).

[19] - چاپ اول این کتاب در سال 1423ق توسط مؤسسه سحر بیروت منتشر شد.

[20] - چاپ اول، دارالمحجة البیضاء، بیروت.

[21] - چاپ اول، دارالفکر العربی، قاهره،

[22] - چاپ اول، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان،

[23] - مؤسسه دارالشعب، قاهره – مصر، بی تا

[24] - چاپ اول، انتشارات کتاب مبین، قم،

[25] - انتشارات توحید، قم، بی تا.

[26] - چاپ اول، موسسه فرهنگی دانش واندیشه معاصر، تهران

[27] - چاپ اول، دار الفکر العربی، قاهره، مصر

[28] - حلم، قم

[29] - چاپ اول، مؤسسه انتشاراتی بنیاد پژوهشهای قرآنی حوزه و دانشگاه، مشهد

[30] - مکتبة ابن حجر، دمشق

[31] - چاپ اول، دارالمکتبی، دمشق

[32] - دار الاعتصام، قاهره- مصر، بی تا.

[33] -«الإشارة العلمیة فی القرآن الکریم بین الدراسة و التطبیق». این کتاب یک فصل را از ص 443 تا ص 622 به عناوین بحثها، قطعنامه ها و سفارشات همایشها و پروژه ها و هیئت ها اختصاص داده است که منتخبی از آن آمد.

[34] - از مقالات رسیده، خلاصه مقالات تقریبا 213 مقاله ی برگزیده در کتابی با نام «چکیده مقالات نخستین همایش بین المللی گفتگوی علم و دین» چاپ شد، که طبیعتا به همین میزان نیز جلسات و میزگردهای تخصصی با صاحبان این مقالات برگزار شده است.

[35] « الإشارة العلمیة فی القرآن الکریم بین الدراسة و التطبیق »، ص 543.

نوشته شده توسط سعید در ۱۳٩٠/٩/۳٠ ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران ()

محققی که می خواهد در زمینه قرآن و علم قلم بزند باید در ابتدا آیاتی که مضمون مورد نظر را دارند شناسایی کند. آیات را با مراجعه مستقیم به خود قرآن کریم و خواندن و ترجمه آن می تواند به دست آورد یا یافتن کتابها و مقالاتی که در این زمینه است. گام دوم مراجعه به تفاسیر ترتیبی مانند نمونه و المیزان یا .... ، المیزان اگر چه تفسیر مهمتری است اما نمونه در این زمینه مطالب بیشتری دارد تفاسیر دیگر هم بخصوص معاصر، می تواند مفید باشد.

 سایت تبیان و سایت مراجع دارای کتابخانه هایی است که چند کتاب تفسیری را می توانید بیابید. مجمع البیان در شیعه و در المنثور در سنی، اگر چه مربوطه به قرنهای قبل است اما از نظر جمع آوری نظرات مختلف مفید است. درباره آثار دانشمندان اهل سنت باید دقت داشت از آنجایی که احادیث جعلی در کتابهای آنها بسیار بیشتر از کتابهای ما است و نوع حدیث شناسی آنها نیز با متفاوت است ، گاه یک حدیث جعلی به عنوان معتبر مورد استناد واقع شده و لغزشگاه مهمی را ایجاد کرده اند. گام بعدی خواند کتابها و مقالاتی است که به صورت تخصصی در این زمینه نوشته شده است. معمولا کتابهایی که با عناوین اعجازهای علمی قرآن نگاشته می شود چند موضوع را با هم پرداخته اند مثلا هم از آسمانها صحبت کرده اند، هم از زمین هم از زیست شناسی و زنبور عسل و هم از پزشکی . یکی از منابع مهم برای یافتن مقالات مختلف این پایگاه اینترنتی است

http://www.noormags.com/view/fa/Default

سایت تبیان نیز کتابخانه غنی ای دارد که می تواند مفید باشد.

اگر شخص بخواهد خود به عنوان یک نوپرداز وارد عرصه شود باید مستقیما به کتابهای علمی محض و البته معتبر مراجعه کرده و با مقایسه با آیات و بررسی های مختلف و روشمند مثل (لغت شناسی و ...) نظر خود را ارائه دهد.

لازم به ذکر است: اینک چند منبع که اعم از عربی، فارسی و علمی محض است ارائه می گردد. منابع زیادی وجود دارد که در صورتی که از سوی کتابخانه های عمومی خریداری شده باشند می تواند مورد استفاده محققین محترم قرار بگیرد.

کتاب

اسلام و محیط زیست، عبد الله جوادی آملی، چاپ پنجم، مرکز نشر اسراء، قم، 1388 ش.

‏الإشارة العلمیة فی القرآن الکریم بین الدراسة و التطبیق، کارم السید غنیم، چاپ اول، دارالفکر العربی، قاهره، 1415ق.

‏اصول تهیه شیر، مجید حکمتی، چاپ اول، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، 1370 ش.

اصول رده بندی جانوری، وی.سی کاپور، ترجمه: احد صحرا گرد و جلیل حاجی زاده، چاپ اول، انتشارات دانشگاه گیلان، 1380 ش.

الإعجاز العلمی فی القرآن، لبیب بیضون،  چاپ اول، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان، 1424 ق.

 الله و العلم الحدیث، عبد الرزاق نوفل، مؤسسه دارالشعب، قاهره – مصر، بی تا.

ایات الکون و اسرار الطبیعة فی القرآن الکریم، الشیخ عبدالله الغدیری، چاپ اول، دارالمحجة البیضاء، بیروت، 1425 ق.

باکتری شناسی عمومی، دکتر حسن تاج بخش، چاپ چهارم، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، تابستان 1376 ش.

پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، محمد علی رضایی اصفهانی، چاپ اول، انتشارات کتاب مبین، قم،1380 ش.

تاریخ دامپزشکی و پزشکی ایران، حسن تاج بخش، انتشارات دانشگاه تهران ، تهران،   1385 ش.

‏تفسیر قرآن مهر، محمد علی رضایی اصفهانی، انتشارات پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن، قم، 1388ش.

تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازى، چاپ اول، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1374 ش.

تفسیر نور الثقلین، عبد على بن جمعه‏ عروسی حویزی، تحقیق: سید هاشم رسولى محلاتى، چاپ چهارم، انتشارات اسماعیلیان‏، قم، 1415 ق‏.

تفسیر هدایت، مترجمان، چاپ اول، بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، 1377 ش.

جانور شناسی عمومی، طلعت حبیبی، چاپ پنجم، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، زمستان 1376.

جهان عنکبوتها، راد و کن پرستون، مافهام، ترجمه: فریبا مظفریان، چاپ اول، انتشارات کوشا مهر، شیراز، 1380 ش.

حشره شناسی (عمومی -کاربردی- فونیستیک)، نیازی لودس، ترجمه و تدوین: مهدی مدرس اول، محمد حسین کاظمی، چاپ سوم، معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی، دفتر گسترش تولید علم، تهران، پاییز 1384 ش.

داروینیسم یا تکامل انواع، جعفر سبحانی، انتشارات توحید، قم، بی تا.

در آمدی بر تفسیر علمی قرآن، محمد علی رضایی اصفهانی، چاپ اول، انتشارات اسوه، قم، 1375ش.

رحیق العلم و الإیمان، احمد فؤاد باشا، چاپ اول، دار الفکر العربی، قاهره، مصر، 1422 ق و 2002 م.

زیست شناسی عمومی، حسن زارع مایوان، چاپ پنجم، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها ( سمت )، تهران، پاییز 1381.

شیر و کیفیت آن، اف.هاردینگ، ترجمه: گیتی کریم، ارمغان دیانی دردشتی، امیر حسین خلجی، چاپ اول، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، تابستان1380.

علوم مهر، گروه نویسندگان، زیر نظر محمد علی رضایی اصفهانی، چاپ اول، انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، قم، 1384 ش.

قرآن و طبیعت « پدیده های شگفت انگیز عالم آفرینش»، سعید حمیدی کلیجی، حلم، قم، 1384 ش.

[مجموعه] قرآن و طبیعت، عبد الکریم بی آزار شیرازی، مؤسسه انتشارات بعثت، تهران، دهه 60 ش.

قرآن و علوم طبیعی « راهنمای پژوهش در قرآن و علوم روز»،  گروه نویسندگان به سرپرستی محسن عباس نژاد، چاپ اول، مؤسسه انتشاراتی بنیاد پژوهشهای قرآنی حوزه و دانشگاه، مشهد، زمستان 1384 ش.

موسوعة الإعجاز العلمی فی القرآن الکریم و السنة المطهرة، یوسف الحاج احمد، مکتبة ابن حجر، دمشق، 1428 ق.

موسوعة الإعجاز العلمی فی القرآن و السنة، آیات الله فی الآفاق، محمد راتب النابلسی، چاپ اول، دارالمکتبی، دمشق، 1425 ق.

المیزان فى تفسیر القرآن، سید محمد حسین‏ طباطبایی، چاپ پنجم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم‏، قم، 1417 ق‏. ‏

‏نگاهی به دنیای حیوانات در قرآن، جلیل ابوالحب، ترجمه‌: تقی متقی، چاپ اول، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1380 ش.

وجوه الاعجاز فی آیات النحل لغویا - علمیا – طبیا، رضا فضیل بکر، دار الاعتصام، قاهره- مصر، بی تا.

 

مجلات و فصلنامه ها

 

ألإعجاز العلمی، الهیئة العالمیة للإعجاز العلمی فی القرآن و السنة؛ مدیر مسؤول: عبد الله بن عبد العزیز مصلح، سر دبیر: صالح بن عبد العزیز کریم، مکه - عربستان

دانستنیها، صاحب امتیاز و مدیر مسؤول: فرانه بهزادی، تهران.

 پایگاه های اینترنتی

 آموزش زنبورداری (beeeducation.com) :                           www.beeeducation.com

اخبار علمی روز (science news daily) :                            www.sciencenewsdaily.org 

انجمن تخصصی برق و الکترونیک:                                                       www.eca.ir

انجمن درمانگران ایران:                                                                   www.ems.ir.

پایگاه زیست شناسی ایران:                                                     www.iranbiology.ir

پزشکان بدون مرز:                                                                 www.pezeshk.us

پژوهشکده محیط زیست دانشگاه جهاد اسلامی:                                      www.erijd.ir

تبیان                                                                                             www.tebyan.net      

[ماهنامه] ترویجی سبزینه:                                                         www.sabzineh.org

دانشنامه رشد:                                                              www.daneshnameh.ir

زنبور آرام:                                                             www.gentlebee.blogfa.com

زنبور عسل و پرورش آن:                                         www.shahdebee.blogfa.com         

سایت اطلاع رسانی اثرات آلودگی نوری:                               www.lightpollution.ir

سلامت نیوز:                                                                www.salamatnews.com

سیویلیکا (دایره المعارف تخصصی علوم)                                       www.civilica.com

شبکه آموزش صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران:              www2.irib.ir/amouzesh

شبکه فیزیک هوپا:                                                                    www.hupaa.com

فراپر:                                                                                   www.farapar.com

کاربران هوا-فضا:                                                              www.aerospaceusr.ir

گروه آموزشی زیست شناسی استان کرمان:                     www.groupbio.blogfa.com

گوناگون:                                                                         www.goonagoon.org

مرجع دانشجویان و مهندسین ایران Civil:                                            www.icivil.ir

مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی و موسسه قرآن و علم:                 www.quransc.com

موسسه ‍ژئوفیزیک دانشگاه تهران:                                    www.geophysics.ut.ac.ir

ویکی پدیا:                                                                    www.fa.wikipedia.org         

 

نوشته شده توسط سعید در ۱۳٩٠/٩/۳٠ ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران ()

 

خداوند متعال نعمت‌های فراوانی به انسان عرضه داشته است، از جمله، حیوانات را مسخّر بشر نمود تا از گوشت و پوست و محصولات آن استفاده کنند
و نیازهای خویش را برآورده نمایند. و از طرفی در آفرینش موجودات
زنده نشانه‌های بی‌شماری از قدرت و عظمت و حکمت پروردگار نهفته است از این رو می‌فرماید:

«أَفَلاَ یَنظُرُونَ إِلَى‏ الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ»[1]

«و آیا به شتر نظر نمى‏کنند که چگونه آفریده شده؟!»

خداوند موجودات مختلف اعم از حیوان و گیاه و ... را در اختیار انسان قرارداد تا از وجود آنها پی به وجود قدرت خدا ببرد و بعد از استفاده‌ی او را شکرگزاری کند.

قرآن کریم از 39 نوع حیوان و حشره با تعابیر متعدّد (حدود 63 تعبیر) به صورت اسم صریح یا کنایه نام می‌برد که عبارتند از[2] چهارپایان، شتر، پشه، قاطر، گاو، اژدها، اسب، ملخ، جانوران شکاری، الاغ، گورخر، ماهی، مار، خوک، جنبندگان (زمین)، موریانه، مگس، حیوانات رام، حیوانات سم‌دار، حیوانات درنده، سلوی[3]، گوسفند، قورباغه، پرنده، گوساله، عنکبوت، کلاغ، پروانه، فیل بوزینه، شیر، سگ، شپش، بز، میش، زنبور عسل، مورچه، هدهد.

اینک نظر شما را به فهرست مفصلی که در این راستا ارایه می‌شود، جلب می‌کنیم:[4]

 

نام قرآنی

نام فارسی

نام سوره و آیه

متن آیه

الابل

شتر

انعام / 144، ذاریات / 2، غاشیه / 17

وَمِنَ الْإِبِلِ اثْنَیْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَیْنِ

الانعام

چهارپایان

انعام / 136 و 138 و 139 و 142، حج/30 و 34، زمر/6، شوری/11، عبس / 32، غافر/79، فاطر/28، فرقان/ 44 و 49، مومنون / 21، محمد/12، نازعات/33، نحل/ 5 و 66 و 80، نساء/119، یونس/24، آل‌عمران/ 14، سجده / 27، شعراء / 133،
طه / 54، یس / 71

... الْحَرْثِ وَالْأَنْعَامِ نَصِیباً

البُدن

جمع بُدنه، شتر و گاو قربانی[5]

حج / 36

وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَکُم

البعوضة

پشه

بقره / 26

مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا

بعیر

شتر[6]

یوسف / 65 و 72

وَنَزْدَادُ کَیْلَ بَعِیرٍ

البغال

قاطرها

نحل / 8

وَالْخَیْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِیرَ...

البقر

گاو

انعام / 144 و 146

وَمِنَ الْإِبِلِ اثْنَیْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَیْنِ

البقرة

یک گاو ]ماده[

بقره / 67 و 68 و 69 و 70 و 71

إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تَذْبَحُوا بَقَرَةً

بقرات

گاوها

یوسف / 43 و 46

إِنِّی أَرَى‏ سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمانٍ

ثُعبان

مار بزرگ ـ اژدها

اعراف / 107، شعراء / 32

فَأَلْقَى‏ عَصَاهُ  فَإِذَا هِیَ ثُعْبَانٌ مُبِینٌ

الجاریات

]اسبان[ رونده به نرمی آب

ذاریات / 3

فَالْجَارِیَاتِ یُسْراً[7]

الجراد

ملخ

اعراف / 133، قمر / 7

...فأرسلنا عَلَیْهِمُ الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ...

جان

مار

قصص / 31

تَهْتَزُّ کَأَنَّهَا جَانٌّ

الجمل

شتر[8]

اعراف / 40

حَتَّى‏ یَلِجَ الْجَمَلُ فِی سَمِّ الْخِیَاطِ

الجوارح

جانوران شکاری[9]

مائده / 4

وَمَا عَلَّمْتُم مِنَ  الْجَوَارِحِ

الجیاد[10]

اسبان چابک تندرو

ص / 31

بِالْعَشِیِّ الصَّافِنَاتُ الْجِیَادُ

جِمال

شتران (ترجمه آیت‌الله مکارم)، جمع ابل

مرسلات / 33

کَأَنَّهُ جِمَالَةٌ صُفْرٌ

الحاملات و قراً

]شتر[ حمل کننده‌ی بار سنگین

ذاریات / 2

فَالْحامِلاَتِ وِقْراً[11]

الحمار

الاغ ـ خر

بقره / 259، جمعه / 5

وَانْظُرْ إِلَى‏ حِمَارِکَ

الحُمُر

گورخران[12]

مدثر/ 50

کَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنفِرَةٌ

الحمیر

الاغ‌ها ـ خرها

لقمان / 19، نحل / 8

أَنکَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ

الحوت

ماهی بزرگ

صافات / 142، قلم / 48، اعراف / 163

فَالْتَقَمَهَ الْحُوتُ وَهُوَ  مُلِیمٌ

حوت (السمک)

ماهی

کهف / 61 و 64

بَیْنِهِمَا  نَسِیَا حُوتَهُمَا

حیة

مار

طه / 20

فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِیَ حَیَّةٌ تَسْعَى

الخنازیر

خوک‌ها

مائده / 60

مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِیرَ

الخنزیر

خوک

مائده / 3، نحل / 115

وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ ... وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیَةُ ...

الخیل

گروه اسبان

اسراء/ 64، آل‌عمران/ 14، انفال/60، ذاریات / 3، عادیات / 1 و 2 و 3 و 4 و 5، نحل / 8، حشر / 6

وَأَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَرَجِلِکَ

الدابّة

جنبنده[13]

بقره / 164، جاثیه / 4،
شوری / 29، فاطر / 45،‌
لقمان / 10، نحل / 49 و 61، نور / 45، هود / 6، انعام / 38

وَبَثَّ فِیهَا مِن کُلِّ دَابَّةٍ

الدوّابّ

جمع دابّه

انفال / 22 و 55، حج / 18، فاطر / 28

إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ

دابّة الارض

کنایه از موریانه

سبأ / 14

... مَا دَلَّهُمْ عَلَى‏ مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ

الذئب

گرگ

یوسف / 13 و 14 و 17

وَأَخَافُ أَن یَأْکُلَهُ الذِّئْبُ

الذبح

کنایه از قوچ ]یا گوسفند[

صافات / 107

وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ

ذُباب

مگس

حج / 73

... یَسْلُبْهُمْ الذُّبَابُ شَیْئاً...

الذّلول

حیوان رام و فرمانبردار

ملک / 15

جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً

دُی طُفر

حیوان سم‌دار

انعام / 146

حَرَّمْنَا کُلَّ ذِی ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ...

السلوی

ورتیج[14]

اعراف / 160، طه / 80

وَأَنْزَلْنَا عَلَیْهِمُ  الْمَنَّ وَالسَّلْوَى...

(السمک) لحم طریّ[15]

ماهی

نحل / 14

لَحْماً طَرِیّاً وَتَسْتَخْرِجوا مِنْهُ حِلْیَةً...

السَبُع

جانور درنده

مائده / 3

... وَمَا أَکَلَ السَّبْعُ...

الصافنات

اسبان رهواری که بر سه پای خود می‌ایستند[16]

ص / 31

... بِالْعَشِیِّ الصَّافِنَاتُ الْجِیَادُ

الضأن

گوسفند

انعام / 143

...الضَّأْنِ اثْنَیْنِ وَمِنَ الْمَعْزِ...

ضفادع

قورباغه‌ها

اعراف / 133

...وَالْقُمَّلَ وَالضَّفَادِعَ وَالدَّمَ...

ضامر

حیوان سورای لاغر و باریک اندام

حج / 27

...وَعَلَى‏ کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ

الطیر

پرنده ـ پرندگان

آل‌عمران / 14، انبیاء / 79، بقره / 260، حج / 31،
سبأ / 10، ص / 19،
مائده / 110، ملک / 19،
 نحل / 79، نمل / 17 و 20، نور / 41، یوسف / 36 و 41

الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ...

طائر

پرنده

اعراف / 131، انعام / 38

... وَلاَ طَائِرٌ یَطِیرُ بِجَنَاحَیْهِ

طیر

 

فیل / 3، نمل / 16

وَأَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْراً أَبَابِیلَ

العادیات

]اسبان[ تازنده

عادیات / 1

وَالْعَادِیَاتِ ضَبْحاً

عجل

گوساله

اعراف / 148 و 152، بقره / 51 و 72 و 93، ذاریات / 26،
طه / 88، هود / 69

فَرَاغَ إِلَى‏  أَهْلِهِ فَجَاءَ بِعِجْلٍ سَمِینٍ

العنکبوت

عنکبوت

عنکبوت / 41

...کَمَثَلِ الْعَنکَبُوتِ اتَّخَذَتْ...

العیر

آنچه بر آن طعام حمل می‌شود اعم از قافله‌های شتر و الاغ و قاطر[17]

یوسف / 82

وَالْعِیرَ الَّتِی أَقْبَلْنَا فِیهَا

غَنم

گوسفند

انبیاء / 78، انعام / 146

إِذْ نَفَشَتْ فِیهِ غَنَمُ الْقَوْمِ

العشار

شتری که از آبستن آن ده ماهه گذشته است

تکویر / 4

وَإِذَا  الْعِشَارُ عُطِّلَتْ

الغُراب

کلاغ

مائده / 31

فَبَعَثَ اللّهُ غُرَاباً یَبْحَثُ...

المغیرات

]اسبان[ هجوم برنده

عادیات / 3

فَالْمُغِیرَاتِ صُبْحاً

الفراش

پروانه‌ها[18]

قارعة / 4

یَوْمَ یَکُونُ النَّاسُ کَالْفَرَاشِ...

الفیل

فیل

فیل / 1

… رَبُّکَ بِأَصْحَابِ الْفِیلِ

القردة

بوزینه‌ها[19]

بقره / 65، مائده / 60، اعراف / 166

... کُونُوا قِرَدَةً  خَاسِئِینَ

قسورة

شیر[20]

مدثر / 51

فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ

القمل[21]

شپش، کنه

اعراف / 133

...الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ وَالْقُمَّلَ وَالضَّفَادِعَ...

الکلب

سگ

اعراف / 176، کهف / 18 و 22

فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ ...

المتردیّة

حیوانی که با پرت شدن از بلندی بمیرد.

مائده / 3

وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ ... وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیَةُ...

المعز

بز

انعام / 143

...مِن الضَّأْنِ اثْنَیْنِ وَمِنَ الْمَعْزِ...

المنخنقة

حیوانی که خفه شود.

مائده / 3

وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ ... وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیَةُ...

الموریات

]اسبان[ شعله برانگیزنده با کوبش سم

عادیات / 2

فَالْمُورِیَاتِ قَدْحاً

الموقوذة

حیوانی که با زدن بمیرد.

مائده / 3

وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ ... وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیَةُ...

الناقة

ماده شتر

اسراء / 59، اعراف / 77، قمر / 27، هود / 64، شعراء / 155، شمس / 13

وَآتَیْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً

نعجة

میش

ص / 23 و 24

... نَعْجَةً  وَلِیَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ

النحل

زنبور عسل

نحل / 68

وَأَوْحَى‏ رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ...

النطیحة

حیوانی که با شاخ زدن حیوان دیگری بمیرد.

مائده / 3

وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ... ِ.وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیَةُ وَالنَّطِیحَةُ

النَعَم

چهارپا

مائده / 95

فَجَزَاءٌ مِثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ

من یمشی علی بطنه

حیواناتی که بر شکم راه می‌روند

نور / 45

مَن یَمْشِی عَلَى‏ بَطْنِهِ

من یمشی علی رجلین

حیواناتی که بر دوپا راه می‌روند

نور / 45

مَن یَمْشِی عَلَى‏ رِجْلَیْنِ

من یمشی علی اربع

حیواناتی که بر چهار پا راه می‌روند

نور / 45

مَن یَمْشِی عَلَى‏ أَرْبَعٍ

النمل

مورچه

نمل / 18

حَتَّى‏ إِذَا أَتَوْا عَلَى‏ وَادِ الَّنمْلِ...

النون

]ماهی بزرگ[

انبیاء / 87

وَذَا النُّونِ إذْ  ذَهَبَ مُغَاضِباً

الوحوش

جانوران وحشی

تکویر / 5

وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ

هدهد

شانه‌به سر

نمل / 20

فَقَالَ مَا لِیَ لاَ أَرَى الْهُدْهُدَ...

هَدی

حیوانی که برای قربانی به مکه می‌برند

بقره / 196، مائده / 2 ـ 95 ـ 97، فتح / 25

فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا  اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْی

توضیحاتی پیرامون اسامی حیوانات در قرآن:

الف. از حیواناتی مانند «ماهی‌ها»، «پرندگان»، «پستانداران» و «حشرات» در چند جای قرآن به چهار صورت یاد شده است:

1. اسم صریح: مثل بقره (گاو ماده).

2. بصورت وصفی مانند: دابة الارض که منظور «موریانه» است و یا «بُدْن» که منظور شتر و گاو قربانی است.

3. نام حیوان به همراه فرآورده‌اش مثل نحل (زنبور عسل) و عسل.

4. به ذکر نام فرآورده اکتفاء شده است مثل لؤلؤ و مرجان.

ب: در یک تقسیم‌بندی دیگر می‌توان حیواناتی را که در قرآن آمده است به گروه‌های زیر تقسیم کرد:

1. حیوانات اهلی و کشاورزی مثل: بقره (گاو ماده)، غنم (گوسفند).

2. حیوانات وحشی مثل: ذئب (گرگ).

3. حشرات: مثل نمل (مورچه).

4. پرندگان: مثل هدهد.

5. حیوانات آبزی: مثل: حوت (ماهی).

از این حیوانات در 52 سوره و بالغ بر 154 آیه یاد شده، چنانکه برخی سوره‌ها نیز به نام آنها نام‌گذاری شده که در این میان، سوره‌ی بقره بزرگ‌ترین و سوره‌ی فیل کوچک‌ترین سوره‌ای است که به نام حیوانات می‌باشد.

ج: در یک تقسیم‌بندی کلی دیگر، قرآن کریم، حیوانات را به اقسام زیر تقسیم کرده است.[22]

1. من یمشی علی بطنه؛         حیواناتی که بر شکم راه می‌روند.

2. من یمشی علی رجلین؛       حیواناتی که بر دو پا راه می‌روند.

3. من یمشی علی اربع؛         حیواناتی که بر چهار پا راه می‌روند.

]البته به نظر می‌رسد این تقسیم‌بندی حداقل شامل حیوانات هوازی نمی‌شود[

د: در قرآن از ناس- بشر- بنی‌آدم و... نیز نام برده شده که همگی بر انسان دلالت می‌کند که اگر با عینک علم زیست‌شناسی بنگریم آن‌ها نیز از جمله‌ی حیوانات می‌باشد.

یادآوری: نام بردن حیوانات در قرآن به تنهایی دلالت بر اعجاز علمی ندارد ولی می‌تواند شگفتی علمی یا اشاره علمی باشد.

منابع «قرآن و زیست‌شناسی» جهت مطالعه بیشتر:

الف. فارسی

1. قرآن و پدیده‌های طبیعت از دید دانش امروز، د. یحیی نظیری، ناشر سحاب کتاب، چاپ اول، تیر 1358.

2. قرآن و طبیعت، د. عبدالکریم بی‌آزار شیرازی، انتشارات زکات علم، چاپ اول، زمستان 1376.

3. اعجاز قرآن از نظر علوم امروزی، یدالله نیازمند، کانون انتشارات محمدی، چاپ ششم، شهریور 1358.

4. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، د. محمدعلی رضایی‌اصفهانی، ج 2، انتشارات کتاب مبین، چاپ اول، 1380.

5. قرآن و علوم روز، سید جواد افتخاریان، انتشارات افتخاریان، چاپ بیستم، 62.

6. نگرشی به علوم طبیعی در قرآن، لطیف راشدی، ناشر سبحان، چاپ اول، بهار 77.

7. قرآن و اسرار آفرینش، جعفر سبحانی، انتشارات توحید، 1362.

ب. عربی

1. رحیق العلم و الایمان، الدکتور احمد فؤاد باشا، ناشر دارالفکر العربی، الطبعة الاولی، 1422 هـ و 2002 م.

2. المعجم الطبیعی للقرآن الکریم، عزیز العلی العزی، انتشارات دارالتقریب بین المذهب الاسلامیة، الطبعة الاولی، 2001 م.

3. وجوه الاعجاز فی آیات التحل لغویاً ـ علمیاً ـ طبیاً، د. رضا فضیل بَکر، ناشر دارالاعتصام.

4. الاعجاز العلمی فی الاسلام و القرآن الکریم، محمد کامل عبدالصمد، ناشر الدار المصریة البنانیة، الطبعة الرابعة، 1416 هـ 1996 م.

 منبع: علوم مهر، منتشر شده توسطه مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی


[1] . غاشیه / 17.

[2] . ممکن است برخی از تعابیر شامل بعضی دیگر نیز بشود مثل انعام (چهارپایان) شامل گوسفند، گاو، شتر و اسب نیز می‌شود و شاید به عبارت بهتر چیزی ورای این حیوانات نباشد؛ اما به خاطر اهمیتی که خود این گونه‌ها و دسته‌های حیوانی داشت آنها را جداگانه ذکر نمودیم.

[3] . پرنده‌ای که خداوند برای بنی‌اسرائیل در هنگام سرگردانیشان در بیابان فرو فرستاد، تا از آن تغذیه نمایند، که پر گوشت و شبیه کبوتر است. (ر.ک: تفسیر نمونه / ج 1، ذیل آیه‌ی 57 سورة بقره)

[4] . برای ارائه‌ی فهرست از کتاب «نگاهی به دنیای حیوانات در قرآن» نیز بهره بردیم. (جلیل ابوالحب، ترجمه‌ی تقی متقی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1380)

[5]. شتر یا گاوی که در مکه قربانی می‌کنند و برای همین کار آنرا چاق می‌کنند/ معجم الوسیط، ابراهیم مصطفی، احمد حسن الزیات، حامد عبدالقادر، محمدعلی النجار، ج 1، ص 44.

[6] . شتری که دندان پیشین درآورده و قوی و مناسب برای باربری است (الرائد، حیران مسعود، ترجمه انزابی نژاد، ج 1، ص 389، انتشارات آستان قدس رضوی، (چاپ سوم، 1380)

[7] . ترجمه آیت‌الله مکارم آنرا کنایه از کشتی‌هایی گرفته که در دریا حرکت می‌کنند.

[8] . شتر بزرگ: معجم الوسیط، ابراهیم مصطفی ـ احمد حسن الزیات ـ حامد عبدالقادر محمدعلی النجار، ج‌1، ص 136، معجم‌ اللغة ‌العربیة

[9] . که برای این کار تربیت شده‌اند مثل سگ، باز، یوزپلنگ.

[10] . جمع جوادات به معنای اسبان سریع السیر تندرو (تفسیر نمونه، ج 19، ص 291){این کلمه در قرآن صفت الصافنات آمده است.}

[11] . ترجمه‌ی آیت‌ الله مکارم شیرازی، «الْحامِلاَتِ وِقْراً» را کنایه از ابرهایی می‌داند که باران با خود
حمل می‌کنند.

[12] . ر.ک: ترجمه‌ی آیت‌الله مکارم.

[13] . هر حیوانی که بر زمین راه رود. غالباً به چهارپایی که بر آن سوار شوند یا بارکشند، اطلاق می‌شود. چارپا (تفسیر نمونه دابة را اعم از موجودات ذره‌بینی، پرندگان، ماهی‌ها و حیوانات غول پیکیری که ده‌ها تُن وزن دارند، می‌داند.) تفسیر نمونه، ج20، ص 461.

[14] . مرغی است مانند بلدرچین و کوچک‌تر از آن ـ قرآن کریم، ترجمه دکتر ابوالقاسم امامی، ص 171 ذیل آیه 160 / اعراف و همچنین پاورقی همان صفحه.

[15] . لحم طریّ: گوشت تازه (قرآن کریم، ترجمه آیت الله مکارم ذیل آیه مربوطه)

[16] . این کلمه در قرآن به همراه الجیاد آمده است.

[17] . معجم الوسیط، همان، ج 1، ص 639.

[18] . قرآن کریم، ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی.

[19] .همان.

[20] . همان.

[21] . برخی ترجمه‌ها آنرا یک آفت گیاهی ترجمه کرده‌اند. (قرآن کریم، ترجمه از آیت الله مکارم شیرازی، ذیل آیه مربوطه.)

[22] . برگرفته از همان، بخش چشم‌انداز بحث، ص 11 ـ 20.

 

 

نوشته شده توسط سعید در ۱۳٩٠/٩/۳٠ ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران ()